{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" ددی مافیایی من "

" ددی مافیایی من "

" فصل ۲ "


پارت : ۳۷



یونجون : میسیییی



بارام : بیا بخواب دیگه



یونجون : نظرت چیه به جای خوابیدن کاره دیگه ایی انجام بدیم؟



بارام : یونجون اصلا حرفشم نزن من باکره ام



یونجون : چه بهتر اونطور دیگه ماله خودم میشی



بارام : یاا یونجون من نمیخوام به این زودیا باکره بودنمو از دست بدم



یونجون : ولی تو که اخره سر به دسته من اونو از دست میدی پس بهتر نیست که هرچه زودتر از دستش بدی؟



بارام : یــ


( بارام میخواست بقیه حرفشو بزنه که یونجون با گذاشته لبش روی لبه بارام حرفشو قطع میکنه)


( و سانسوررررر🗿💔)


جیا ویو :


ساعت ۳ شبه ولی من هنوز بخاطره فکر کردن به بارام خوابم نبرده)


تهیونگ : جیا چرا نمیخوابی؟



جیا : به نظرت الان حاله بارام خوبه؟


تهیونگ : اره عزیزم چرا خوب نباشه؟


جیا : نمیدونم فقط نگرانشم ـ


تهیونگ : عشقم ناراحت نباش الان بارام حالش خوبه



جیا : واقعا؟



تهیونگ : اره



تهیونگ : خب عشقم حالا بیا بخواب



جیا : باش
دیدگاه ها (۰)

" ددی مافیایی من "" فصل ۲ "پارت : ۳۸بارام ویو : با احساسه ...

خبببب بچه ها کاره پیج تمام شد پس الان دو پارت براتون میزارم

" ددی مافیایی من "" فصل ۲ "پارت : ۳۶یونجون : اره برو ( ته ...

" ددی مافیایی من " " فصل ۲ "پارت : ۳۵یونجون : هی بچه مگه د...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۶ویو فرداجیا:رفتیم از بابابزرگ شون...

وحشی پارت25+۱۸ سرمو گذاشتم روی پای تهیونگ کم کم خوابم برد 10...

#از_غمه_چشمانتپارت هشتم8️⃣اخر هفته بود تهیونگ و جونگ کوک رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط