{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـانـنـد شــیـشـه

مـانـنـد شــیـشـه

شکـسـتـــنـــم آســان بـــود...

ولـی دیگـــر بــه مــن دسـت نــزن

ایــن بـار زخـمـی ات خــواهـم کـرد
دیدگاه ها (۳)

پشت هر زخمی که خوردم،یکی بود که قسم خورده بوداین کارو نمیکنه...

وارث سایه ها

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

dark life = 27

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟐ناگهان یکی از انگشتای ات تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط