مسافر خسته ی من بار سفرو بسته بود
مسافر خسته ی من بار سفرو بسته بود
تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود
میخواست که از اینجا بره اما نمیدونست کجا
دلش پراز گلایه بود ولی نمیدونست چرا،ولی نمیدونست چرا . . .
تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود
میخواست که از اینجا بره اما نمیدونست کجا
دلش پراز گلایه بود ولی نمیدونست چرا،ولی نمیدونست چرا . . .
- ۲.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط