{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتـے که یک زن مـےشود فریاد خواهد رفت

وقتـے که یک زن مـےشود فریاد خواهد رفت
تا هر کجا مایل شود با باد خواهد رفت
فرقـے ندارد دشت یا جنگل...و یا دریـا
وقتـے قنارے مـےشود آزاد خواهـد رفت
آنقدر پاے یـک درخت سیب مـے ماند
تا اینکه سیبـے از درخت افتاد خواهد رفـت
من خوب مـے دانم... و از من خوبتـر پاییز
برگـے که مـے افتـد چه زود از یـاد خواهد رفت
با هرزگـے هایـے که در این شهر مـے رویـد
این شهر هم دنبـال قوم عـاد خواهد رفـت
با این همه شیریـن که توے شهر ول هستـند
پس آبـروی قرنهـا فرهاد خواهـد رفت
امشب عـروس هرزه ے ایـن شهر سرگـردان
بـےآبـرو از خانه ے دامـاد خواهد رفت
آخـر مگر یکجا به چشمـے بند مـےآیـد
هرجا به فکـر هرزگـے افتـاد خواهد رفت
یـک زن به آخر مـےرسـد با ترمز ماشیـن
تا سایه اے دستـے به دستـش داد خواهـد رفت ..
دیدگاه ها (۳)

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 25هوا تاریک شده بود و گروه دوباره به...

فراتر از خویش

پارت دوم — دنیایی که نمی‌شناختیورا چند لحظه فقط به آدم‌هایی ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۷ پارتویو & اتچند لحظه به ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط