{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـــه بَعضيـــام نَبايـــــد چيـــزي گُفـــت..

بـــه بَعضيـــام نَبايـــــد چيـــزي گُفـــت..

فَقَــط بايــــد بِهِشـــون نگـــاه کَـــرد..

يــه نگـــاه مَعنــادار

لُزومـــي نــداره فَکِتــــون رو واســـه هــــــر " آدم نمايـــي"

بـــه حـرکـــت در بياريـــن.ツ
دیدگاه ها (۱۳)

مَن آدَمِ خوبیَم وَلی نه باتــومیزَنَم توروبااونکِه دارهِـ ه...

بی غیرتی... از همان شبی شروع میشود که... عروسش... ناموسش! زن...

✘ســــــــــــــــــــــــــــــــــــردِ سرد ، لـــــــــــ...

برای داشتنـــــــــتبه تمــــــــــــــــام مقدسات التــــــ...

P¹⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت ۱۳ #پشت غرورتلیام هنوز عکس رو توی دستش گرفته بود.اِما آ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔بعد از رفتن لیااتاق دوباره ساکت شده بود...

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

یه آدم‌هایی رو توی زندگی نباید فراموش کرد؛آدم‌هایی که هیچ نی...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۸ | کسی که کنارم ایستادهبارون شد...

پارت ۱۶ — «صبحِ مشکوک»صبح، رها با صدای افتادن چیزی از خواب پ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط