chand Party:دوست پسر نگران من
حوالی نصف شب بود که هب خاطر درد وحشتناک زیر دلش خوابش نمیبرد و نمیدونست باید چیکار کنه حتی توان این رو نداشت که بره قرص بخوره و فقط به خودش مینالید که اینقدر غلت خورد دوست پسر نگرانش بیدار شد
تهیونگ: ا/ت چیشده؟ حالت خوبه؟(نگران)
ا/ت: حتی توان این رو نداشتم که حرف بزنم و فقط سرم رو بالا پایین کردم
تهیونگ: پریودی؟
ا/ت: اره (بغض)
تهیونگ: صبر کن یه لحظه الان میام
ادمین: دوست پسر نگران دخترک سریع رفت پایین و کیسه ابگرم رو آورد تا شاید بتونه این درد رو کنترل کنه اما.....
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.