پارت ۲۷۹
پارت ۲۷۹
نمیدونم....دلشو ندارم بیام
~نگران نباش منم هستم ، میای ؟
کمی فکر کردمو بعد سری تکون دادم که با گفتن اینکه میرم پایین حاضر شدی صدام بزن اتاق رو ترک کرد ، کت و شلوار مشکی رنگی رو دراوردم و به همراه ه تاپ سفید به سختی پوشیدمش ، عصام رو آروم و با احتیاط با دست سالمم برداشتم و زیر بغلم زدم و سوجون رو صدا زدم چند دقیقه بعد در باز شد و سوجون داخل اومد
~ با عصا اذیت نمیشی؟ بگم ویلچر بیارن؟
اره راحت تره...
رفت بیرون و بعد از چند دقیقه همراه با جودی و یه خدمتکار و یه ویلچر داخل شدن ، اروم دستشو روی کمرم گذاشت و به همراه جودی و اون خدمتکار کمکم کردن بشینم ، خیلی دردسر داشت اما دیگه مجبور نبودم با وجود دست شکسته ام عصا بگیرم دست
توی ماشین نشوندم و خودشم کنارم نشست و به راننده گفت بره دادگاه...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قاضی: مدارکی به دستتون رسیده که ثابت کنید آقای هوانگ هیونجین قاتله؟
؛بله ، ما روی کتی که شب عروسیشون پوشیده بودن لکه های خون پیدا کردیم و طبق گزارشی که پزشکی قانونی داد این خونه خانم هه هست ، بعد از این گزارش ما اسلحه ای تویه کمدی که در اتاق خوابشون بود رو بررسی کردیم و فهمیدیم که از طریق این اسلحه به خانم هه شلیک شده! تازه سه سری مدارکم که اونجا در اختیارتونه و همینطور...
نگاه هیون روم سنگینی میکرد و من در تلاش بودم اشک نریزم و نگاهم رو به پایین نگه دارم ، حس کردم یه نفر دیگه هم نگاهم میکنه سر بلند کردمو با دیدن نگاه وکیلی که برای هه جی گرفته بود آب دهنم رو قورت دادم ، وکیل پوزخندی زد و ادامه داد:
نمیدونم....دلشو ندارم بیام
~نگران نباش منم هستم ، میای ؟
کمی فکر کردمو بعد سری تکون دادم که با گفتن اینکه میرم پایین حاضر شدی صدام بزن اتاق رو ترک کرد ، کت و شلوار مشکی رنگی رو دراوردم و به همراه ه تاپ سفید به سختی پوشیدمش ، عصام رو آروم و با احتیاط با دست سالمم برداشتم و زیر بغلم زدم و سوجون رو صدا زدم چند دقیقه بعد در باز شد و سوجون داخل اومد
~ با عصا اذیت نمیشی؟ بگم ویلچر بیارن؟
اره راحت تره...
رفت بیرون و بعد از چند دقیقه همراه با جودی و یه خدمتکار و یه ویلچر داخل شدن ، اروم دستشو روی کمرم گذاشت و به همراه جودی و اون خدمتکار کمکم کردن بشینم ، خیلی دردسر داشت اما دیگه مجبور نبودم با وجود دست شکسته ام عصا بگیرم دست
توی ماشین نشوندم و خودشم کنارم نشست و به راننده گفت بره دادگاه...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قاضی: مدارکی به دستتون رسیده که ثابت کنید آقای هوانگ هیونجین قاتله؟
؛بله ، ما روی کتی که شب عروسیشون پوشیده بودن لکه های خون پیدا کردیم و طبق گزارشی که پزشکی قانونی داد این خونه خانم هه هست ، بعد از این گزارش ما اسلحه ای تویه کمدی که در اتاق خوابشون بود رو بررسی کردیم و فهمیدیم که از طریق این اسلحه به خانم هه شلیک شده! تازه سه سری مدارکم که اونجا در اختیارتونه و همینطور...
نگاه هیون روم سنگینی میکرد و من در تلاش بودم اشک نریزم و نگاهم رو به پایین نگه دارم ، حس کردم یه نفر دیگه هم نگاهم میکنه سر بلند کردمو با دیدن نگاه وکیلی که برای هه جی گرفته بود آب دهنم رو قورت دادم ، وکیل پوزخندی زد و ادامه داد:
- ۷.۱k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط