پارت۲۸۱ (این پارته انگار پیشب اپلود نشده بود، هدیه بود)
پارت۲۸۱ (این پارته انگار پیشب اپلود نشده بود، هدیه بود)
قاضی: خیلی خوب پس خودتم اعتراف میکنی که قاتلی، خوب پس دیگه چیزی نمیمونه و من میتونم حکم بدم... متهم هوانگ هیونجین به جرم قتل خانم هه بر اساس قانون...
جیسونگ: صبر کنید آقای قاضی
قاضی؛ چی شده؟ چیزی میخوای ارائه بدی؟
جیسونگ: بله آقای قاضی ، اگه فقط تا ۲۰ دقیقه ی دیگه منتظر وایسید من چیزی رو ارائه میدم که کاملا شرایط رو عوض کنه!
قاضی: خیلی خوب ، ۲۰ دقیقه وایمیسیم...
نگاه هیون روم اومد و لبخند تلخ و غم انگیزی بهم زد و بعد خیره به چشمام چیزی رو زمزمه کرد و من لبخونی کردم
_ولی من...
+ولی من..
-هیچوقت...
+هیچوقت...
-از عشقم بهت..
+از عشقم بهت...
-پشیمون..
+پشیمون...
-نبودم و نمیشم...
+ نبودم و نمیشم..
-حتی اگر..
+ حتی اگر...
- این عشق به بدترین شکل...
+این عشق به بدترین شکل...
-بسوزونتم..
+بسوزونتم....
[ولی من هیچوقت از عشقم بهت پشیمون نبودم و نمیشم حتی اگر این عشق به بدترین شکل بسوزونتم]
قطره اشکی از چشمام پایین رخت و همونطور نگاهش کردم دلم میخواست بدون توجه به این آدم ها پیشش برم و بغلش بگیرم و با صدای بلند بگم عاشقتم...
جیسونگ: خب تمومه ، اقای قاضی اگر اجازه بدید کسی که مدارکم دستشه بیاد داخل
قاضی سر تکون داد و در رو باز کردن و مردی وارد شد و پرونده ای همراه با برگه ای کاغذ به دست جیسونگ داد ، جیسونگ هم اون رو به قاضی داد
جیسونگ: این پرونده ی پزشکی اقای هوانگه طبق این پرونده ، اقای هوانگ هیونجین دچار یه اختلال روانی هستند و هنگامی که این جرم صورت گرفته ایشون تویه حال خودشون نبودن!
قاضی: خیلی خوب پس خودتم اعتراف میکنی که قاتلی، خوب پس دیگه چیزی نمیمونه و من میتونم حکم بدم... متهم هوانگ هیونجین به جرم قتل خانم هه بر اساس قانون...
جیسونگ: صبر کنید آقای قاضی
قاضی؛ چی شده؟ چیزی میخوای ارائه بدی؟
جیسونگ: بله آقای قاضی ، اگه فقط تا ۲۰ دقیقه ی دیگه منتظر وایسید من چیزی رو ارائه میدم که کاملا شرایط رو عوض کنه!
قاضی: خیلی خوب ، ۲۰ دقیقه وایمیسیم...
نگاه هیون روم اومد و لبخند تلخ و غم انگیزی بهم زد و بعد خیره به چشمام چیزی رو زمزمه کرد و من لبخونی کردم
_ولی من...
+ولی من..
-هیچوقت...
+هیچوقت...
-از عشقم بهت..
+از عشقم بهت...
-پشیمون..
+پشیمون...
-نبودم و نمیشم...
+ نبودم و نمیشم..
-حتی اگر..
+ حتی اگر...
- این عشق به بدترین شکل...
+این عشق به بدترین شکل...
-بسوزونتم..
+بسوزونتم....
[ولی من هیچوقت از عشقم بهت پشیمون نبودم و نمیشم حتی اگر این عشق به بدترین شکل بسوزونتم]
قطره اشکی از چشمام پایین رخت و همونطور نگاهش کردم دلم میخواست بدون توجه به این آدم ها پیشش برم و بغلش بگیرم و با صدای بلند بگم عاشقتم...
جیسونگ: خب تمومه ، اقای قاضی اگر اجازه بدید کسی که مدارکم دستشه بیاد داخل
قاضی سر تکون داد و در رو باز کردن و مردی وارد شد و پرونده ای همراه با برگه ای کاغذ به دست جیسونگ داد ، جیسونگ هم اون رو به قاضی داد
جیسونگ: این پرونده ی پزشکی اقای هوانگه طبق این پرونده ، اقای هوانگ هیونجین دچار یه اختلال روانی هستند و هنگامی که این جرم صورت گرفته ایشون تویه حال خودشون نبودن!
- ۹.۰k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط