{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

... گاهی باید یک جوری رفت انگار هیچوقت نبوده ای ... یک جو

... گاهی باید یک جوری رفت انگار هیچوقت نبوده ای ... یک جوری که توی هیچ عکسی باقی نمانی و هیچ خاطره ای عطر لباست را به خاطر نیاورد و دهان هیچ پنجره ای یادش نیاید در انتهای کدام خیابان گم شدی ... گاهی فقط باید رفت .... ( معصومه صابر )
دیدگاه ها (۲)

... آدم ها در دو حالت همدیگر را ترک میکنند ، اول اینکه اح...

... مثل روز اول که نمیشه ... شکسته ... حالا تو هی بیا و چسب ...

... وقتی بودنِ کسی تمام شد ، باید پذیرفت که تمام شده ، دست و...

... همه ی دخترها یک بار ، یک روز ، یک جا ، تمامِ گذشته شان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

p9جنا هنوز میان وسایل قدیمی ماریا نشسته بود و به عکس‌های داخ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

I can be myself with himPart⁸⁴لباس مورد نظر رو برداشتم و اتو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط