{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهرزاده ی ۵ ساله م رو بردم سوپرمارکت بهش میگم عزیزم چی

خواهرزاده ی ۵ ساله م رو بردم سوپرمارکت بهش میگم عزیزم چی دوس داری برات بخرم ؟
میگه شکلات …
گفتم ای جونم ! چه شکلاتی بخرم برات ؟
یهو چشماشو تنگ کرد گفت : شکلات تلخ ! مثه طعمِ زندگی …
دیدگاه ها (۸)

فاجعه ی "تـــنـــهايى" را وقتی حس میکنم که از تو هيچ خبــــ...

بعضــــــــــیا نابـَــــــــن◘♥تو فاز لاوَنــ♥•مهم نیــــــ...

مَنْ هَمینمْ کِہ هَسْتَمْ..میخواے بِخواهْنِمیخواے بَقیہِ هَس...

چیـــ گفـتــیـ تکـــ پرِیــآهآتکـــ تکـــ بآهمه میـپرِیـــ

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

True Love②ا/تچشمام رو باز کردم دیدم دور تا دورم سفیده ترسیده...

رمان تو خود منی

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط