{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تامل کن همراه با........(من)

تامل کن همراه با........(من)


ماهیمون هی می خواست یه چیزی بهم بگه ، تا دهنشو باز می کرد آب می رفت تو دهنش ، و نمیتونست بگه ، دست کردم تو آکواریوم درش اوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقدر بالا پایین پرید ، خسته شد خوابید . دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب . ولی الان چند ساعته بیدار نشده ، یعنی فکر کنم بیدار شده ، دیده انداحتمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب ...

اشناست مگه نه..؟
چون این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه . دوسشون داریم و دوسمون دارن ، ولی اونارو نمی فهمیم ، فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا می کنیم .
دیدگاه ها (۵)

غمش را تسبیح میکند مادربزرگ........(من)مادر بزرگم در حالی ک...

رفیق........نوشت برای........(من)یک پیام تکان دهنده توسط یک ...

دوکلام حرف حساب........(من)هویت و ماهیت خود را برای هیچکس تغ...

دوکلام حرف حساب با........(من)بعضی از ما آدم ها به خودمون اع...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

پارت ۶۴

پارت ۱۹۷

دوباره پست کردم چون اطلاعات اوسی هام بود دوباره نوشتم سر این...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

پارت ۱۹:خب فکر کنم عاشقت شدم! will l fill i love you

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط