عشق آغشته به خون
。) عشق آغشته به خون (。☬。)
(。☬。)پارت ۴۱ (。☬。)
مین جی تند نگاهش کرد ولی تهیونگ از ایده مادرش به شدت راضی بود آروم دستش را دور کمر باریک برد و دست دیگرش را زیر لباس عروس و بلند اش کرد یو بین تند تر رفت و گفت : من برم درو باز کنم برات
تهیونگ در حالی که عروسش در آغوشش بود خبیثانه گفت: خیلی سبکی ببینم جوجه ای چیزی هستی ؟
مین جی همان طور که دست هایش دور کردن تهیونگ حلقه بود نگاهی به موهای تهیونگ انداخت که تهش کمی فر بود و با غیض و لحن کنایه ای گفت : انکار موهات رو سوارش نمیکشی آخه شبیه سیم ظرفشویی شدن
پخی آرومی کرد و خندید تهیونگ ابرو بالا انداخت و مین جی را جلو صندلی ماشین نشوند و همان طور که صورتش نزدیک بود با شیطنت گفت. : درست کن موهام رو اگه بتونی
سپس ماشین را دور زد و خودش هم نشست ماشین ته سان جلو تر رفت و پشت سرش تهیونگ
عمارت کیم...
کفش هایش را کشید و در ماشین پرت کرد سپس با حس تازه ای از ماشین پیاده شد سرش را بلند کرد و به آن عمارت دودی رنگ خیره ماند دیوار های تاریخی و فرهنگی زمین بزرگ ولی خالی .. این برای مین جی سوال داشتم که چرا دستی به این زمین نمیکشند . و آروم با خود تکرار کرد ٫ یه چیزی به اسم گیاه و درخت وجود داره گرگای وحشی..٫ تهیونگ دکمه سوییچ ماشین اش را زد و با گام های راهی شد مین جی هم با دیدنش همراه گام ها وارد عمارت سد .. ٫ انگار در شهر کره جنوبی هستش ترو خدا مگه میشه اینقد بلند باشه .. ترو خدا اون نور نورا رو مگه تالاره ٫
یو بین با دیدن عروسش تند سمتش هجوم برد و دست هایش را گرفت : آخ دخترم سردت شده ؟
مین جی از لحن یو بین خوشش اومد حتی برای روز های موادا باید نگش میداشت چرا که این فکر مین جی بود نه کسی دیگری ..
مین جی : مادر نیازی نیست بریم بخوابیم تو پتو گرم دیگه سردم نمیشه
تهیونگ ابرو بالا انداخت سپس با لحن محکم حاصل از پروی گفت : راه بیافت تا گرم بشی ..
مین جی از همین الان حس استرس و ترس وجودش را فراهم خواند ولی سعی در قوی بودن با لبخند دست یو بین را رها کرد
مین جی : شب خوش ..
یو بین : شب تو هم بخیر .. تهیونگ بدون صبر کردن با گام های سریع روی پله ها بالا رفت .. مین جی باز هم سری از تأسف تکون داد ٫ مرد پرو باید دستمو بگیری و بالا ببری از کجا بودم کدوم گوری میری ولی من این کردو من باید درست کنم وگرنه رو همه گل میرزن رو مین جی تفاله ٫ بلاخره بعد از کلی افکار وارد اتاق تهیونگ شد ... اتاق زیبا ای بود پنوره بزرگ کنار تخت روبه روی تخت آینه و میز آرایش دخترانه با رنگ آبی .. که رویش لوازم آرایش زیادی وجود داشت یه اتاق دو تیکه ای با پرده های حریری مانند تور عروس .. تختی ای که وای با برگ های گل رز تزئینات ای دارند
(。☬。)پارت ۴۱ (。☬。)
مین جی تند نگاهش کرد ولی تهیونگ از ایده مادرش به شدت راضی بود آروم دستش را دور کمر باریک برد و دست دیگرش را زیر لباس عروس و بلند اش کرد یو بین تند تر رفت و گفت : من برم درو باز کنم برات
تهیونگ در حالی که عروسش در آغوشش بود خبیثانه گفت: خیلی سبکی ببینم جوجه ای چیزی هستی ؟
مین جی همان طور که دست هایش دور کردن تهیونگ حلقه بود نگاهی به موهای تهیونگ انداخت که تهش کمی فر بود و با غیض و لحن کنایه ای گفت : انکار موهات رو سوارش نمیکشی آخه شبیه سیم ظرفشویی شدن
پخی آرومی کرد و خندید تهیونگ ابرو بالا انداخت و مین جی را جلو صندلی ماشین نشوند و همان طور که صورتش نزدیک بود با شیطنت گفت. : درست کن موهام رو اگه بتونی
سپس ماشین را دور زد و خودش هم نشست ماشین ته سان جلو تر رفت و پشت سرش تهیونگ
عمارت کیم...
کفش هایش را کشید و در ماشین پرت کرد سپس با حس تازه ای از ماشین پیاده شد سرش را بلند کرد و به آن عمارت دودی رنگ خیره ماند دیوار های تاریخی و فرهنگی زمین بزرگ ولی خالی .. این برای مین جی سوال داشتم که چرا دستی به این زمین نمیکشند . و آروم با خود تکرار کرد ٫ یه چیزی به اسم گیاه و درخت وجود داره گرگای وحشی..٫ تهیونگ دکمه سوییچ ماشین اش را زد و با گام های راهی شد مین جی هم با دیدنش همراه گام ها وارد عمارت سد .. ٫ انگار در شهر کره جنوبی هستش ترو خدا مگه میشه اینقد بلند باشه .. ترو خدا اون نور نورا رو مگه تالاره ٫
یو بین با دیدن عروسش تند سمتش هجوم برد و دست هایش را گرفت : آخ دخترم سردت شده ؟
مین جی از لحن یو بین خوشش اومد حتی برای روز های موادا باید نگش میداشت چرا که این فکر مین جی بود نه کسی دیگری ..
مین جی : مادر نیازی نیست بریم بخوابیم تو پتو گرم دیگه سردم نمیشه
تهیونگ ابرو بالا انداخت سپس با لحن محکم حاصل از پروی گفت : راه بیافت تا گرم بشی ..
مین جی از همین الان حس استرس و ترس وجودش را فراهم خواند ولی سعی در قوی بودن با لبخند دست یو بین را رها کرد
مین جی : شب خوش ..
یو بین : شب تو هم بخیر .. تهیونگ بدون صبر کردن با گام های سریع روی پله ها بالا رفت .. مین جی باز هم سری از تأسف تکون داد ٫ مرد پرو باید دستمو بگیری و بالا ببری از کجا بودم کدوم گوری میری ولی من این کردو من باید درست کنم وگرنه رو همه گل میرزن رو مین جی تفاله ٫ بلاخره بعد از کلی افکار وارد اتاق تهیونگ شد ... اتاق زیبا ای بود پنوره بزرگ کنار تخت روبه روی تخت آینه و میز آرایش دخترانه با رنگ آبی .. که رویش لوازم آرایش زیادی وجود داشت یه اتاق دو تیکه ای با پرده های حریری مانند تور عروس .. تختی ای که وای با برگ های گل رز تزئینات ای دارند
- ۷.۵k
- ۱۴ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط