{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از دوستام عاشق یه دختره بود نامزد کردن با هم؛ خیلی هم

یکی از دوستام عاشق یه دختره بود نامزد کردن با هم؛ خیلی همو دوست داشتن بعد از یه مدت دختره گذاشت رفت بایکی دیگه ازدواج کرد. دوستم اومده بود پیشم سرشو گذاشته بود رو زانوهام گریه می کرد و می گفت: عشق و عاشقی همش دروغه! دیگه می خوام مثل تو باشم عاشق نشم؛ وابسته نشم؛ پست باشم؛ آشغال باشم؛ عوضی باشم؛ مثل لاشخورا زندگی کنم! مونده بودم دلداریش بدم یا بزنم لهش کنم. :|
دیدگاه ها (۲۳)

سر كلاس روان شناسی استاد داره در مورد تاثیر عوامل ماورایی رو...

برای اینکه با یک مرد شاد باشید، باید او را کاملاً درک کنید و...

ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻋﻠﻤﯽ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑ ...

چارلی چاپلین به دخترش نوشت: دخترم ! هم آغوشی هایت را با عشق...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

سناریو

ستاره دنباله دار پارت:۳۲

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

ادامه پارت ۵۳

dark life = 27

تهیونگ که کلمه‌ی «ته‌دیگ» رو از سال پیش خوب یادش مونده بود، ...

Iove and the moonPart6تهیونگ دستی لای موهام کشید و من را مح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط