{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها به سان تکه ای یخم

روزها به سان تکه ای یخم
در آغوش آفتاب،
شب ها به شکل شعله ای آتشم
در حصار آب،
کاش همچو برگ
رها می شدم
در آغوش خاک ....
دیدگاه ها (۱)

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

موسیقی

مردی که در کنارم بود

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

پارت اول._*بی گناهان*_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط