{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است
بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است
گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت:
شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است
از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است
این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است
عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند
زندگی، بی عشق، زندان است، گیرم بهتر است!
عشق من! ای کاش بودی، عشق من ای کاش بود
زندگی،این طور اگر باشد،بمیـرم بهتر است...
دیدگاه ها (۱)

یا تو یا هیشکی -___- خخ شب خوش ب قول آجی فاضله‌م خوابای قشنگ...

هر بار که نفسهایم را میشمارمیکی کم میآورممیدانم پیش تو جا گذ...

اگر دیدی کسیخیلی زود وابستت شد...بدونخیلی تنهاست...بدون که.....

ای شعر و شرر ریخته از موی بلندت...ای غارت دین کرده به ابروی ...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

حالی به باغ نیست

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

سناریو تهیونگ

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط