{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ساعت دلم ...

با ساعت دلم ...
وقت دقیق آمدن تُوست
من ایستاده ام
مانند تک درخت سر کوچه
با شاخه هایی از آغوش
با برگ های از بوسه
با ساعت غرورم اما
من ایستاده ام
با شاخه هایی از تابستان
با برگ هایی از پاییز
هنگام شعله ور شدن من
هنگام شعله ور شدن تُوست
ها . . . چشم ها را می بندم
ها . . . گوش ها را می گیرم
با ساعت مشامم
اینک ...
وقت عبور عطر تن تُوست ...
دیدگاه ها (۲)

زیر باران راه رفتن دوش بر دوشت خوش استدست بر دستان تو گرمای ...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،بی تو بابا کنج پستوهای ...

روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شدزین پس دلت از آنِ یک بی...

ﺑﺎﻧﻮﭼﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯽ ﭼﻪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ، ﺑﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ""ﺍﯾﻨﺠﺎ ، ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻫ...

مردی که در کنارم بود

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣30🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)هرچی جلو تر میرفتیم گل...

p17

dark life = 39

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط