{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسیدن تو حالتی ناجور دارد

بوسیدن تو حالتی ناجور دارد
مثل ادبیات مان دستور دارد

وصف قشنگ بوسه، بر گونه ی تو
حسی که بعد از دیدن گل ، کور دارد

لمس لب تو ، لب به لب نت هاش زیبا
حالا خراب آباد قلبم شور دارد

با طعم لب هایت عسل از سکه افتاد
بازار شیرینی دلی رنجور دارد

رنج عظیمی پشت هر نادیدن توست
آن کس که شادی میکند وافور دارد

بگذار باشد روی لب هایت لب من
جان خودت هر بوسه تو صد سور دارد

در جان عرفان هروله انداختی تو
زیرک، لبانت شیره ی انگور دارد؟
دیدگاه ها (۱)

گفتی جهانت سهم منگفتم که جانم سهم توگفتی ک عمرت جاودانگفتم ک...

بیـا با هــــم حــرفـــــــ بزنیــــم مثل خورشید با گلِ آفتا...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

به عـالمی گفتـــندسـال دراز استگفــتنـــهبــه اندازه شبــی ک...

.وصفِ تو در قالبِ این یک غزل مقدور نیست ماه هم اندازه یِ زیب...

رؤیای تو را دارم و می‌بوسمت از دوردر پای تو گیرم، به تماشای ...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

بعد تو رفتم و یک گوشه گُم و گور شدماز تو و از همه‌ی خلق خدا ...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط