{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم..گفت

شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم..گفت:شبی که خدا نسرین و به منو مادرش داد کادو پیچ بود با یه دفترچه راهنما کنارش!
اگه خوب به چیزای که تو این دفترچه نوشته شده عمل کنی، هیچوقت پژمرده نمیشه!
دفترچه رو گذاشتم تو جیبم..مهمونا که رفتن یادش افتادم و بازش کردم فقط یه جمله داشت.."در آغوش گرم نگهداری شود..!"
دیدگاه ها (۱۵)

موضوع انشا این است:دوست دارید جای چه کسی باشید؟یکی نوشت آلبر...

+...تا حالا به هشتاد و نه سالگیت قکر کردی؟_...نه+...اگه پیر ...

بالاخره عشق یکباریک روز یک جاییسراغ آدم میاید اصیل که باشیجن...

تا به حال به پیری من فکر کردی؟اونموقع که دور چشمام چین چین ش...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

سناریو جونگکوک

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

شب عروسی بابای نسرینیه دفترچه تک برگی آورد داد دستم.گفت: شبی...

شب عروسی بابای نسرینیه دفترچه تک برگی آورد داد دستم.گفت: شبی...

‌ ‌شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم. گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط