{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم.

‌ ‌شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم. گفت: شبی که خدا نسرینو به منو مادرش داد کادو پیچ بود. با یه دفترچه راهنما کنارش. اگه خوب به چیزایی که تو این دفترچه نوشته شده عمل کنی، هیچوقت پژمرده نمیشه. دفترچه رو گذاشتم تو جیبم. مهمونا که رفتن یادش افتادم و بازش کردم. فقط یه جمله داشت. «در آغوش گرم نگهداری شود»

#محمدرضا_جعفری
دیدگاه ها (۲)

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

سناریو جونگکوک

شب عروسی بابای نسرینیه دفترچه تک برگی آورد داد دستم.گفت: شبی...

شب عروسی بابای نسرینیه دفترچه تک برگی آورد داد دستم.گفت: شبی...

شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم..گفت:شب...

غیرتی منپارت30 لباسشو در اورد اومد تو وان بلندم کرد دوشو باز...

عشقـ یا نفرت ؟ویو تهیونگ تو ماشین سوهیون جوک می‌گفت و من میخ...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ترانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط