{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍷پارت115🍷

🍷پارت115🍷

"میسو"
چشمامو از حرص بستم
+حرف های کلیشه ای نزن خودت هم گول نزن...اونا جز آسیب زدن کار دیگه ای بلد نیستن
_ یعنی قرار نیست من الکل بخورم
+چرا میخوری
_خوب کی
با نیشخند نگاش کردم
+هروقت صلاح بدونم
از عصبانیت دستشو گذاشت روی صورتش
_ اگه همون آدم قبلی بودم جرعت نداشتی اینطوری کنی
بلند شدم و انگشت اشاره من گذاشتم رو لبش
+هیششش
گرفتمشو نشوندمش رو کاناپه دستامو گذاشتم رو شونش گیج نگام میکرد
+ آدم با دکترش اینطوری حرف نمیزنه که عزیزم
کاملا گیج شده بود نکنه فکر کرده فقط خودش بلده آدم و دیوونه کنه
آقا این کار در اصل مخصوص دختراست
یه پوزخند زدمو دستامو برداشتم
صاف موندم
همونطوری داشت نگام میکرد
+ سعی هم نکن دنبالشون بگردیی چون اگه پیدا کنی من باز پیدا میکنم و این دفعه کلا نابودشون می کنم امیدوارم متوجه شده باشی
طرز نگاهش عوض شد نکنه زیاده روی کردم
_ تو از منم چند شخصیتی تری
صداش اروم و گیج بود
+ آره خوب من دونفرم هان میسو و دکتر هان میسو

قبل از اینکه بتونم کاری کنم کمرمو گرفت و کشید سمت خودش نتونستم خودمو نگه دارمو افتادم رو پاش
با چشمای درشت خیره شدم تو چشماش
مات نگاه میکرد
_ وقتی کاری می کنی به عواقبش باید فکر کنی بیبی
داره بازی میکنه؟
+رفتارات عوض شده جونگ کوک شی
صداشو آروم کرد نکنه نقطه ضعفمو فهمیده
پسره عوضی
_ من هیچ وقت رفتار ثابتی نداشتم که بخواد عوض‌شه
داشت کار دستم میداد قبل اینکه جفتمون از کنترل خارج بشیم از روش بلند شدم
گلوم و صاف کردم و دست به سینه موندم
در هر صورت حد و مرز خودتو بدون من دیگه...
سریع بلند شد و اومد نزدیکم
_حد و مرز؟
فقط داره گیجم میکنه
_مثلا این
خودشو چسبوند به من اما من از شوک رفتم عقب
_مثلا نمیتونم اینکارو کنم؟
دستشو انداخت دور کمرمو منو محکم چسبوند به خودش
+هییی کوک چیکار داری میکنی
_اینکار چی؟
پیشونیشو چسبوند به پیشونیم
قلبم دیگه کلا از کار افتاده بود نمیتونستم درکش کنم
_منظورت از حد و مرز همینه؟
خواستم سرمو ببرم عقب اما نزاشت
+این کاملا برعکس چیزیه که گفتم
دروغ بود اگه میگفتم نمیخوامش دروغه اگه بگم دوسش ندارم دروغه اگه بگم بهش نیاز ندارم
_اجازه نمیدم خودتو ازم دور کنی
خوب این حرفش تیر آخر بود انگار
تبریک میگم کوک تیرت محکم خورد به قلبم درست به هدف
خیره شدم به دهنش که هوای داغ ازش خارج میشد
+اگه من بخوام ازت دور بمونم چی
+اونوقت هیولایی میشم که ازش متنفر شی...

خمااااریییی😂😉💖💖💖
دیدگاه ها (۱۳۱)

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

dark love

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸ویو: اتهنری هنوز داشت آماده می‌ش...

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

پسر بد (61)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط