{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

🍁Part_20🍁
🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇

🦉دیانا🦉
ارسلان گوشیشو در آورد ازش گرفتم و بعد گفتم
دیانا:واقعا الان میخوای زمان بگیری؟
ارسلان:میخوام دیگع گشنم نشع😂
دیانا:دیوونه ای ب خدا ارسلان😂
ارسلان:دیوونه ت عم دیگع❤️😂
دیانا:این دفعه من شروع کردم و لبمو گذاشتم
رو لبش
ارسلان:دیانا لبشو گذاشت رو لبم و وحشیانه میک میزد منم ده برابر وحشیانه تر میخوردم اینقد محکم ک یک دوم صورتش کلا تو دهنم بود(😐😐😐🤦‍♀️)
دیانا:ارسلان زبونشو محکم از دهنم در می‌آورد و دوبارع محکم همین کارو میکرد(نویسنده:دارم از خودم خجالت میکشم چقد من بی حیا تشریف دارم روم نمیشع تو آینه نگا کنم😐🤦‍♀️)
ارسلان:اینقد خوردیم لب همو لب واسمون نموند
(نویسنده:ای وای نماز ظهرم دیر شد این تسبیح من کوووو ای وای خدا توبه میکنم😐😐😐)
دیانا:بعد 20 مین ول کردیم 🥴
ارسلان:به به عه دیانا رژتو خوردم پاک شدع😐
دیانا:جرر😐😂
ارسلان:عه یع زره مونده بعد رفتم سمت لبش
دیانا:اومد سمت لبم هولش دادم گفتم عه ارسلان نفسم همین الانشم بالا نمیاد ای واااای ساعت چنده
ارسلان:'10:04
دیانا:ارسلان منو ببر خونه دیگع باشع
ارسلان:دیانا ت نمیخوای ازدواج کنیم؟
دیانا:ارسلان الان منو ببر خونمون بعد با خانوادم صحبت میکنم الان اگع برم خونه پارم میکنن
ارسلان:بگو امشب میخوام برن خونه نیکا
دیانا:ارسلان نمیشع


❤️❤️❤️

لایک و کامنت فراموش نشع 😉
دیدگاه ها (۰)

🍁Part_21🍁🦇❤️آغوش گرم تو❤️🦉🦇ارسلان🦇دیانا امشب بیا خونه من تو ...

🍁Part_22🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦉دیانا🦉ارسلان منو برد خونه خودش وق...

🍁Part_19🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦉دیانا🦉ارسلان:دیانا چقد منو دوست د...

🍁Part_18🍁🦇❤️آغوش گرم تو❤️🦉🦇ارسلان🦇من بیشتر دلم تنگ شدع بود❤️...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

سیگار شریکی (پارت 21)

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط