{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات را باید روی طاقچه گذاشت، تا کنارِ شمع دانی‌‌های ن

خاطرات را باید روی طاقچه گذاشت، تا کنارِ شمع دانی‌‌های نقره بدرخشند و بی‌ اختیار یادِ آینه را زنده کنند
خاطرات را باید در گلدان‌های پشتِ پنجره کاشت، تا انتظار رنگِ تازه‌ای به خود بگیرد و بازگشت، رنگِ تازه تری
خاطرات را باید نوشت. آنها را باید نوازش کرد. خاطرات نیاز به لمسِ مهربانِ انگشتانِ ما دارند و این را کمتر کسی‌ می‌‌داند
اصلا باید با خاطرات خوابید. چه فرق می‌کند صبح روی بالشت ردِّ پای کدام اتفاق باشد؟ همین که چشمانت را به روز باز می‌‌کنی‌ و یادت میاید که یک وقتی‌ ، جایی‌ ، با کسی‌ که دوستش داشتی ، لحظه‌ای به یاد ماندنی را ساخته‌ای ، همین آغوشت را گرم می‌‌کند حتی اگر به طورِ دردناکی خالی‌ باشد .
دیدگاه ها (۱)

روی قبرم بنویسید؛که از شهر وفا آمده بود...هیچکس هیچ نفهمید چ...

و مثل ِ ویهان ت مثل تابکی

..

.

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

چند پارتی جونگ کوک

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

🟡 آرایش دائم مردونه!🔸 پای صنعت زیبایی حالا به سالن‌های مردان...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط