{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حمایت کنید 😶

حمایت کنید 😶
انقدر پارت طولانیه ظرفیت پور شد ادامش رو تو این پست گذاشتم.
دوتا پست هم حمایت کنید
ادامه پارت -۵۲
دستم و پس زدو اون بکی دستشم انداخت دور کمرم و از روی جدول آوردم پایین.
(ارسلان)حالا که اینجوریه شما بفرما خونه منم برم به سفرم برسم.
داشت میرفت که دستش و گشیدم برگشت بهم نگاه کرد که باچشای خر شرک نگاهش کردم زمزمه وار گفتم
(من)گناه دارمممم تو این تعطیلی دانشگاه چیکار کونم خو؟
چند ثانیه نگام کرد و به ساعتش خیره شد
(ارسلان) نیم ساعت وقت داری!
از هیجان زیاد جیغی زدم و به سمت خونه دویدم داد زدم
(من)درو باز میزارم بیا تو خونه هوا سرده بیرون
ومنتظر جوابش نشدم و به سمت اتاقم رفتم که چه عرض کنم پرواز کردم.
دیدگاه ها (۳۰)

یه خبر دارم براتون.اگه قول بدید حمایت بشه اون کار رو انجام م...

به تعداد اشک هایمان میخندیم ارسلان بعد قفل کردن ماشین به سمت...

سلام

سلام سلام

#خواهر_عاشق_من پارت۲ساعت۱٠شب بود دازای رفته بود خونه توی مق...

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط