Part:105
Part:105
سوبین : بعد رفتنش یهو دونفر اومدن سمتم
سوبین : چیه عوضیا
فرد شماره یک : چه خوشگل خانومی
سوبین : برو گمشو بابا (میخواست که بره)
فرد شماره دو : کجا خشگلم تازه همو دیدیم (دست سوبین رو میگیره)
سوبین : ولم کن حروم زاده (یه سیلی به فرد شماره دو میزنه)
فرد شماره دو : اوه پسر وحشیه
فرد شماره یک : وحشی دوست دارم بگیرش (از دو طرف سوبین رو میگیرنو میبرن بیرون )
سوبین : جیغغغغ ولم کنین
فرد شماره یک : بلند تر داد بکش کسی به دادت نمیرسه
فرد شماره دو : امشب تا صبح کار داریم
الکس : با صدای جیغ آشنایی برگشتم سوبین بود دونفر داشتن به زور میبردنش تا خواستم برم سمتشون سوار ماشین شدن منم همونجا سوار ماشینم شدم
سوبین : ولم کنین حروم زاده ها(گریه)
فرد شماره دو : آروم باش خشگلم
سوبین : خفشو
فرد شماره یک : هوهو رسیدیم
سوبین : کشون کشون بردنم داخل یه انبار اونجا ترسناک بود یه عالمه آدم اونجا بود یهو منو حل دادن و افتادم زمین
فرد شماره دو : اول من شروع کنم دیگه
فرد شماره یک : باشه منم عشق میکنم اینور
سوبین : هو..هوی..ج..لو.نیا
فرد شماره دو : بیام چی (خنده)
سوبین : نیا کثافت نیا
سوبین : یهو حمله ور شد رو شروع به بوسیدنم کرد هرچی جیغ میزدم فایده نداشت حسو طمع شوری اشکام زیر اون بوسه وحشتناک حس میشد جیغ میزدم اما صدام در نمیومد یهو از لبام دلکندو شروع به کبود کردن گردنم کرد هرچی جیغ و داد کردم کسی به کمکم نیومد
الکس : لعنتی لعنتی روحم تحمل کن الان میام الان میرسم
الکس : رسیدم همونجا وقتی وارد انبار شدم صدا جیغ سوبین همه جارو گرفته بود
بقیه : هعی تو برو بیرون اربابمون وقت نداره داره با هرزه جدیدش بازی میکنه
الکس : حرفتو پس بگیر
بقیه : گمشو بابا
الکس : تفنگم رو در آوردمو با چند تا حرکت همشونو کشتم سر راهم هرکی بودو نبود کشتم رسیدم به سوبین یکی از اون حروم زاده ها روش خیمه زده بود داشت چه غلطی میکرد روی چیزی که ماله منه رد میزاشت
فرد شماره یک : هعی عوضی
الکس ؛ خفه شو(یه تیر بهش میزنه)
فرد شماره دو ؛ هعی عوضی تو کی
الکس : خون جلو چشمامو گرفت بلند شدمو زدمش انقدر که همه جام خونی بود ولی با صدای هق هق یکی وایستادم
سوبین : بعد رفتنش یهو دونفر اومدن سمتم
سوبین : چیه عوضیا
فرد شماره یک : چه خوشگل خانومی
سوبین : برو گمشو بابا (میخواست که بره)
فرد شماره دو : کجا خشگلم تازه همو دیدیم (دست سوبین رو میگیره)
سوبین : ولم کن حروم زاده (یه سیلی به فرد شماره دو میزنه)
فرد شماره دو : اوه پسر وحشیه
فرد شماره یک : وحشی دوست دارم بگیرش (از دو طرف سوبین رو میگیرنو میبرن بیرون )
سوبین : جیغغغغ ولم کنین
فرد شماره یک : بلند تر داد بکش کسی به دادت نمیرسه
فرد شماره دو : امشب تا صبح کار داریم
الکس : با صدای جیغ آشنایی برگشتم سوبین بود دونفر داشتن به زور میبردنش تا خواستم برم سمتشون سوار ماشین شدن منم همونجا سوار ماشینم شدم
سوبین : ولم کنین حروم زاده ها(گریه)
فرد شماره دو : آروم باش خشگلم
سوبین : خفشو
فرد شماره یک : هوهو رسیدیم
سوبین : کشون کشون بردنم داخل یه انبار اونجا ترسناک بود یه عالمه آدم اونجا بود یهو منو حل دادن و افتادم زمین
فرد شماره دو : اول من شروع کنم دیگه
فرد شماره یک : باشه منم عشق میکنم اینور
سوبین : هو..هوی..ج..لو.نیا
فرد شماره دو : بیام چی (خنده)
سوبین : نیا کثافت نیا
سوبین : یهو حمله ور شد رو شروع به بوسیدنم کرد هرچی جیغ میزدم فایده نداشت حسو طمع شوری اشکام زیر اون بوسه وحشتناک حس میشد جیغ میزدم اما صدام در نمیومد یهو از لبام دلکندو شروع به کبود کردن گردنم کرد هرچی جیغ و داد کردم کسی به کمکم نیومد
الکس : لعنتی لعنتی روحم تحمل کن الان میام الان میرسم
الکس : رسیدم همونجا وقتی وارد انبار شدم صدا جیغ سوبین همه جارو گرفته بود
بقیه : هعی تو برو بیرون اربابمون وقت نداره داره با هرزه جدیدش بازی میکنه
الکس : حرفتو پس بگیر
بقیه : گمشو بابا
الکس : تفنگم رو در آوردمو با چند تا حرکت همشونو کشتم سر راهم هرکی بودو نبود کشتم رسیدم به سوبین یکی از اون حروم زاده ها روش خیمه زده بود داشت چه غلطی میکرد روی چیزی که ماله منه رد میزاشت
فرد شماره یک : هعی عوضی
الکس ؛ خفه شو(یه تیر بهش میزنه)
فرد شماره دو ؛ هعی عوضی تو کی
الکس : خون جلو چشمامو گرفت بلند شدمو زدمش انقدر که همه جام خونی بود ولی با صدای هق هق یکی وایستادم
- ۵.۴k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط