{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:۱۰۴
سوبین : همیشه میای اینجا
الکس : عاره خب
سوبین : پس لاشی تشریف داری(عصبی)
الکس : هعی هعی میام ولی اون گوشه میشینمو نوشیدنیمو میخورم
سوبین : واقعا؟(تعجب)
الکس : عاره به میتونم به تک تک موهات قسم بخورم
سوبین : خب بیا اول بشینیم یچی بزنیم بر بدن بشویم کرگدن
الکس : وای دختر عاشق خل بازیاتم
سوبین : چند دقیقه بعد برامون نوشیدنی هلی مختلف آوردن از بین اونا هردومون الکل رو انتخاب کردیم داشتیم حرف میزدیمو میخندیدیم انگار واقعا عاشقش شدم جوری که پیشش راحتم باهام خوبه یعنی میشه عشقشو قبول کنم اگه امشب همچی خوب باشه چرا که نه قبول میکنم داشتیم حرف میزدیم که یکی اومد الکسو صدا کرد برو
شخص : رئیس یچیزی باید بهتون بگم
الکس : هوففف چی
شخص : درمورد همون موضوع
الکس : خب باشه روح خشگلم الان میام
سوبین : خیلی خب
سوبین : اینم که رفت چند دقیقه گذشت اما نیومد حوصلم سر رفت بلند شدم که برقصم یکم حوصلم برگرده
الکس : خب اطلاعات سوبین رو پیدا کردی؟
شخص : بله رئیس اون زن دختر خوانواده کیم تهیونگ هستش
الکس : چی زر میزنی
شخص: خواهرش با کیم رابطه داشتن اما خواهرش میمیره و کیم این دختر رو به عنوان خواهرش میاره پیشش یعنی خانوم سوبین خواهر کیم و جئونه
الکس : گمشو
شخص : چشم
الکس : لعنتی گوه توش آخع از بین این همه آدم چرا کیم تهیونگ چرا باید خواهر اون باشه چیکار کنم من دیونش شدم بدون اون نمیتونم اما اون خواهر کیمه لعنتی
سوبین : داشتم میرقصیدم که دیدم الکس با چشمای خون افتاده و صورت ترسناکش داره میاد رفتو ر‌وی مبل نشست منم رفتم سمتش.
سوبین : خوبی (نگران)
الکس : خفه شو
سوبین : چته تا چند دقیقه پیش بهم میگفتی روحم چیم چیم
الکس : کیرم تو روحی که تو باشی از جلو چشمام گمشو (بلند میشه تا بره )
سوبین : هعی هعی چت شد اون کثافت چی بهت گفت آخه جنی شدی
الکس : بهت گفتم خفه شو (یع سیلی تو صورت سوبین میزنه)
سوبین : یهو دستشو روم بلند کرد حس کردم قلبم تیکه تیکه شد خورد شد حرفای کوک راست بود اون یه عوضی عیاش بود
الکس : دنبالم نیا فراموشم کن فهمیدی
سوبین : گمشو(بغض)
الکس : از بار زدم بیرون من چیکار کردم رو روح خودم دست بلند کردم دیگه نمیتونم داشته باشمش لعنتی کاش دستم میشکست یعنی خیلی درد داسته آه خدا گوشه لبش چی پاره شد لعنت به من
دیدگاه ها (۰)

Part:105سوبین : بعد رفتنش یهو دونفر اومدن سمتم سوبین : چیه ع...

Part:106سوبین : (گریه شدید)الکس : از روی طرف بلند شدمو یه گل...

Part:103هانی : نینا بردم بیمارستان تا واکسنش رو بزنن بردمش د...

Part:102تهیونگ : بخواب خشگل بخوابلارا : شبت بخیرویو فردا صبح...

Part:۱۲۱هانی : ماشالالارا ؛ خب بیایید بخوابیم(لبخند)سوبین : ...

Part:134لارا : چیکار میکنی لعنتی تهیونگ : کاریت نباشه لارا :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط