Part
Part:106
سوبین : (گریه شدید)
الکس : از روی طرف بلند شدمو یه گلوله وسط پیشونیش خالی کردم
سوبین : چ.. چرا..او...مدی
الکس : رفتم سمتش جلوش زانو زدمو دستمو رو کنار لبش گذاشتم ببخشید دیر کردم واسه سیلی هم هرچقدر میخوای منو بزن سرزنشم کن ولی وجودتو ازم نگیر
سوبین : چرا ولم کردی اخه مگه چیکار کردم
الکس : ببخشید
سوبین : بغلم میکنی؟(بریده بریده)
الکس : معلومه بیا بریم
الکس : سوار ماشین شدیم تا خواستم حرکت کنم صدای سوبین در اومد
سوبین : مرسی
الکس : هیس فقط بگو کجا میری؟
سوبین : خونه
الکس : باشه روحم
چند ساعت بعد
الکس : بفرما
سوبین : جلوتر نیا خودم میرم
الکس : باشه
ویو خونه
هانی : وارد خونه شدم همه دور هم بودن همه جز سوبین نینا بدو بدو رفت سمت کوک و بغلش کرد منم رفتم یه گوشه نشستم
کوک : خشگل بابا آمپول درد داست
نینا : عاله دکتل(دکتر) گف سلطون خون دالم
کوک : چی
هانی : نه نه اشتباه شده جواب آزمایش با یکی دیگه عوض شده
کوک : وای قلبم
هانی : ولی خب دستش باید معاینه شه که چرا قرمزه
کوک : باشه فردا میبرمش بهترین دکتر.
هانی : باشه باشه
تهیونگ : پس این دختر کجا مونده
کوک : پاشو پاشو بریم دنبالش
تهیونگ : اوکی پاشیم
زبنگگگگگ
آجوما : من باز میکنم وای دخترم سوبین چیشدی
سوبین : سلام
کوک : تو
تهیونگ : چت شده دختر
سوبین : اونا میخواستن اذیتم کنن
تهیونگ : کدوم حرومزاده ای سعی کرد اذیتت کنه ها
کوک ؛ همچیو بگو
سوببن : (همه چیز رو تعریف میکنه )
لارا : باشه باشه دیگه تموم سوبین پاشو اتاقت بخواب همگی پاشید بخوابید
همه رفتن خوابیدن
سوبین : تو اتاق تنها بودم اخه الکس چرا ولم کرد چرا مگه چیکارش کردم گوشیم زنگ میخوره تومخی
سوبین : بله دیگه بهم زنگ نزن نیا انگار من یه رویای واهی بودم بس کن تو زیر قلت زدی (بغض)
الکس : فردا شب میام هرچقدر میخوای فحشم بده بزن منو ولی نه نکن وجودتو ازم نگیر روحم
سوبین : هیچ میدونی وقتی منو زدی چقدر دردم گرفت دیگه نیا نیا فهمیدی؟
الکس : میام
سوبین : باشه بیا ولی سالم نیا
الکس : باشه (قطع میکنه)
سوبین : احمق (میخوابه)
الکس : بلند شدمو طرف دیوار رفتم حالا که گفتی سالم نیا باشه همین دستو که باهاش بهت سیلی زدمو نابود میکنم شروع کردم به مشت زدن به دیوار اونقدر که تمام دستمو لباسام خونی شد چشمم به شومینه کنار اتاق افتاد رفتم سمتشو دستم بردم داخل دستم میسوخت اما نه به اندازه ای که سوبین درد کشید بیشترو بیشتر موندم تا از حال رفتم
افراد : رئیس رئیس چی شده
یکی دیگه : برو بدو دکترو خبر کن
افراد : باشه
دکتر: دستش آسیب جدی ای دیده مراقبش باشید و هر ۵ ساعت یک بار باندشو عوض کنید
افراد : چشم
یکی دیگه : رئیس خل شده
افراد : فک کنم
یکی دیگه : هوففف مرد گنده رو باشا
افراد : ولکنید بیایید بریم
سوبین : (گریه شدید)
الکس : از روی طرف بلند شدمو یه گلوله وسط پیشونیش خالی کردم
سوبین : چ.. چرا..او...مدی
الکس : رفتم سمتش جلوش زانو زدمو دستمو رو کنار لبش گذاشتم ببخشید دیر کردم واسه سیلی هم هرچقدر میخوای منو بزن سرزنشم کن ولی وجودتو ازم نگیر
سوبین : چرا ولم کردی اخه مگه چیکار کردم
الکس : ببخشید
سوبین : بغلم میکنی؟(بریده بریده)
الکس : معلومه بیا بریم
الکس : سوار ماشین شدیم تا خواستم حرکت کنم صدای سوبین در اومد
سوبین : مرسی
الکس : هیس فقط بگو کجا میری؟
سوبین : خونه
الکس : باشه روحم
چند ساعت بعد
الکس : بفرما
سوبین : جلوتر نیا خودم میرم
الکس : باشه
ویو خونه
هانی : وارد خونه شدم همه دور هم بودن همه جز سوبین نینا بدو بدو رفت سمت کوک و بغلش کرد منم رفتم یه گوشه نشستم
کوک : خشگل بابا آمپول درد داست
نینا : عاله دکتل(دکتر) گف سلطون خون دالم
کوک : چی
هانی : نه نه اشتباه شده جواب آزمایش با یکی دیگه عوض شده
کوک : وای قلبم
هانی : ولی خب دستش باید معاینه شه که چرا قرمزه
کوک : باشه فردا میبرمش بهترین دکتر.
هانی : باشه باشه
تهیونگ : پس این دختر کجا مونده
کوک : پاشو پاشو بریم دنبالش
تهیونگ : اوکی پاشیم
زبنگگگگگ
آجوما : من باز میکنم وای دخترم سوبین چیشدی
سوبین : سلام
کوک : تو
تهیونگ : چت شده دختر
سوبین : اونا میخواستن اذیتم کنن
تهیونگ : کدوم حرومزاده ای سعی کرد اذیتت کنه ها
کوک ؛ همچیو بگو
سوببن : (همه چیز رو تعریف میکنه )
لارا : باشه باشه دیگه تموم سوبین پاشو اتاقت بخواب همگی پاشید بخوابید
همه رفتن خوابیدن
سوبین : تو اتاق تنها بودم اخه الکس چرا ولم کرد چرا مگه چیکارش کردم گوشیم زنگ میخوره تومخی
سوبین : بله دیگه بهم زنگ نزن نیا انگار من یه رویای واهی بودم بس کن تو زیر قلت زدی (بغض)
الکس : فردا شب میام هرچقدر میخوای فحشم بده بزن منو ولی نه نکن وجودتو ازم نگیر روحم
سوبین : هیچ میدونی وقتی منو زدی چقدر دردم گرفت دیگه نیا نیا فهمیدی؟
الکس : میام
سوبین : باشه بیا ولی سالم نیا
الکس : باشه (قطع میکنه)
سوبین : احمق (میخوابه)
الکس : بلند شدمو طرف دیوار رفتم حالا که گفتی سالم نیا باشه همین دستو که باهاش بهت سیلی زدمو نابود میکنم شروع کردم به مشت زدن به دیوار اونقدر که تمام دستمو لباسام خونی شد چشمم به شومینه کنار اتاق افتاد رفتم سمتشو دستم بردم داخل دستم میسوخت اما نه به اندازه ای که سوبین درد کشید بیشترو بیشتر موندم تا از حال رفتم
افراد : رئیس رئیس چی شده
یکی دیگه : برو بدو دکترو خبر کن
افراد : باشه
دکتر: دستش آسیب جدی ای دیده مراقبش باشید و هر ۵ ساعت یک بار باندشو عوض کنید
افراد : چشم
یکی دیگه : رئیس خل شده
افراد : فک کنم
یکی دیگه : هوففف مرد گنده رو باشا
افراد : ولکنید بیایید بریم
- ۵.۶k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط