درخیالات خودم در زیر بارانی که نیست

درخیالات خودم در زیر بارانی که نیست

میرسم باتو به خانه از خیابانی که نیست



مینشینی رو برویم خستگی در میکنی

چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست



باز میخندی و میگویی که حالت بهتر است

باز میخندم که خیلی گرچه میدانی که نیست



چشم میدوزم به چشمت واژه هاگل میکنند

یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست



چشم می دوزم به چشمت میشود آیا کمی

دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست



وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو

پشت پایت اشک میریزم روی ایوانی که نیست



می روی و خانه لبریز از نبودت میشود

باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست



بعد تو این کار هر روز من است

باور این که نباشی کار آسانی که نیست
دیدگاه ها (۲)

### 💗 قولی که شکستیصبح شده بود، اما جیمین هنوز پشت در اتاق ا...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟡شـجـآعـت ایـن نـیـسـت ڪـہ نـتـࢪسـے؛ شـجـآعـت ایـنـہ ...

🖤 مافیای منقسمت نهم | چیزی که نباید می‌دیدماشین همچنان در خی...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

Custom bride part : 12

💕 eye and waiting you💕[~part 33~]دامیان : میدونم ... الان کا...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | مرکز خرید 💗🎀 بلاخر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط