نمیبره دیگه انگار تیغ من...
نمیبره دیگه انگار تیغ من...
یه فکری کن واسه زخم عمیق من
شریک لحظه های غصه وغم باش
تو این روزای تنهایی رفیقم باش
اونایی که میگفتن پشت من هستن
همه شمشیر رو از رو واسه من
بستن
دلم از اینو اون خونه پر از دردم
قبول دارم یه وقتا اشتباه کردم
آتیش گرفت و رفت
داغون شد و گذشت
روزای خوب من...
من باختم ولی،تو دیگه این همه
زخم زبون نرن...
چه نامرده اونیکه مرد این راهه
که حتی گریه هاشم اشک تمساحه
همیشه آخر قصه جدایی شد
همیشه قسمت من بی وفایی شد
نگو این بی وفایی مشکل من نیست
بجز تو هیچ امیدی تو دل من نیست
رفیق لحظه های کوری و پیری
چرا دستامو محکم تر نمیگیری؟!
یه فکری کن واسه زخم عمیق من
شریک لحظه های غصه وغم باش
تو این روزای تنهایی رفیقم باش
اونایی که میگفتن پشت من هستن
همه شمشیر رو از رو واسه من
بستن
دلم از اینو اون خونه پر از دردم
قبول دارم یه وقتا اشتباه کردم
آتیش گرفت و رفت
داغون شد و گذشت
روزای خوب من...
من باختم ولی،تو دیگه این همه
زخم زبون نرن...
چه نامرده اونیکه مرد این راهه
که حتی گریه هاشم اشک تمساحه
همیشه آخر قصه جدایی شد
همیشه قسمت من بی وفایی شد
نگو این بی وفایی مشکل من نیست
بجز تو هیچ امیدی تو دل من نیست
رفیق لحظه های کوری و پیری
چرا دستامو محکم تر نمیگیری؟!
- ۳.۴k
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط