{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کاراشو تموم کردم ب دیوار تکیه دادم کمی با آذر حرف‌زد

وقتی کاراشو تموم کردم ب دیوار تکیه دادم کمی با آذر حرف‌زدم و،کلی نازش کردم
نمیدونم چند ساعت گذشته بود ولی از اصطبل اومدم بیرون هوا آبی تیره تیره بود یعنی از ظهر اینجام؟
بیخیال لباسامو تکوندم
حتما تا الان نگرانم شده بودن
وارد عمارت شدم اولین چیزی ک ب‌چِشَم اومد کیاشا بود ک رو مبل نشسته بود با دستش سرشو گرفته بود پاشو بیقرار تکون میداد
وجیهه خانومم با گریه اصرار داشت لیوان آب و بهش بده ک ناگهان زد زیر دست وجیه خانوم لیوان جلو پای‌من پرت شد
هینی کشیدم دستمو جلو صورتم قرار دادم ک آسیب نبینه


کیاشا**

پرونده هارو،از خانوم،صالحی گرفتم از شرکت زدم بیرون
ب عمارت رسیدیم
وارد عمارت شدم
وجیهه خانوم ک داشت سعی می‌کرد آروم باشه دستپاچه اومد جلو:کتتونو بدید ب من آقا
ابرومو دادم بالا و گفتم_چیشده وجیهه خانوم؟
درحالی‌ک‌آب دهنشو قورت‌داد لب زد_چیزی‌نشده آقا
_بگو وجیهه خانوم میدونی ک از‌پنهون کاری‌و دروغ‌متنفرم
وجیهه خانوم_راستش چیزه‌آقا گیسو از‌وقتی شما رفتین غیبش زده نیستش
با حرفش انگار ی سطل آب یخ روم ریختن
درحالی سعی می‌کردم آروم باشم‌گفتم؛چی؟ی بار دیگه بگو متوجه،نشدم
وجیهه خانوم ک سعی می‌کرد آرومم کنه گفت:آروم باشید





🔮🌑نیازمَند بِ کامِنت🙂🤌🏿
🔮🌑نیازمَند بِ فالو🙂🤌🏿

نیازِ اَصلی حِمایَت اَز تَهِ قَلبِتون🙂🤌🏿🪐
دیدگاه ها (۴)

از اتاق خارج شدم..از پله های مارپیچ پایین رفتم. ملیحه و سانا...

ی تای ابروشو داد بالاکیاشا_الان خجالتت واس‌چیه بچه؟دیشب ک هم...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_44بعد از گذشت ده دقیقه تقه ا...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_67تو این یکماه سکینه خانوم د...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

My_idol

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_69که همون لحظه سارا وارد آشپ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط