تهیونگ ارههه همه هم میبینن
تهیونگ : ارههه همه هم میبینن
یهو ات وارد اتاق شد
و بادیگاردا جلوش رو میگرفتن
جیمین : ات ( باداد
تهیونگ : ات برو بیرون
ات : ولش کنید
جیمین : ات یک بار میگم برو بیرون
ات : جیمین خواهش میکنم
جیمین : شما چرا اینجا وایسادین خانم رو ببرین ( رو به بادیگاردا
بادیگاردا از دو طرف دست ات رو گرفتن
ات : ولممم کنیددددد
ات رو بردن
کوک خواس شروع کنه که
جیمین : کوک کافیه
کوک و تهیونگ ؛ چی
جیمین : دستش رو باز کنید ( رو به جاسون ( بادیگارد )
کو ک ؛ جیمینننن
جیمین : فکرککنم درس عبرتی برای کوچلو باشه
چالیون رو بردت بیرون
تهیونگ : چرا ولش کردی
کوک ،: مافیا ما رو باش
جیمین : به خاطر......
تهیونگ : واییی واییی وایییی خدایااااا
تهیونگ و کوک رفتن
ات رفت داخل شد
ات : مرسی که ولش کردی و نکشتی
جیمین : از این به بعد نباید تو این کارو دخالت کنی
ات : باش
جیمین ،: به هیچ عنوان نباید بیای شرکت
ات : چشممممم حالا بریم
جیمین : هر کسی که بهت زنگ زد زود حرفش رو گوش نکن
ات : باشههههه
ات : جیمین ...
جیمین : هیچی نگو
جیمین : افرین حالا هم بدون هیچ حرفی برو خونه
ات : تو..
جیمین : گفتم هیچ حرفی
جیمین : به یکی از بادیگاردا میگم ببره
ات : خودم ماشبن دارم
جیمین شروع کرد به کف زدن
جیمین : افرینننن این وقت شب تنها امدی اونم بدون بادیکارد و بدون اینکه ازم اجازه بگیری
ا ت: خب میا یک جوری گفت بیا که
جیمین ؛ ساکت شو
ات : سنگدل ( ارم
جیمین نزدیک ات شد
جیمین : بیبی تنبیه ت داره زیاد میشه نظرت جیه بری
ات : بدجنس
ات خواست بره جیمین دستش رو گرفت
جیمین : یک بار دیگه بگو ببینم
ات : ول کن دستم رو درد میکنهه
جیمین : چرا دستت درد میکنه
یهو
چیاجو : ارباب
جیمین : هم
چیاجو: اقای جئون کار تون دارن تو اتاقشون
جیمین : بو الان میام
جیمین : بای بیبی گرل ( ارم
جیمین : چیاجو ات رو ببر خونه
چیاجو : چشم
ات ؛ من نمیرم
جیمین : یک بار دیگه بگو
ات : می خوام با تو برم
جیمین : ات اذینت نکن گفتم برو
ات : منم گفتم نمیرم
جیمین : میرم اتاق کوک وقتی امدم اینجا نباشی
جیمین رفت
ات ؛ ببخشید ولی اینجا ( ارم
چیاجو : خانم الان من چیکار کنم
ات ،: تو برو من میشنم با اربات برمی گردم
چیاجو : چشم
ات رفت دقتر کار جیمین و رو میز نشست ( ات مثل من مرض داره و صندلی رو نمی بینه میز رو می بینه 😂)
یهو ات وارد اتاق شد
و بادیگاردا جلوش رو میگرفتن
جیمین : ات ( باداد
تهیونگ : ات برو بیرون
ات : ولش کنید
جیمین : ات یک بار میگم برو بیرون
ات : جیمین خواهش میکنم
جیمین : شما چرا اینجا وایسادین خانم رو ببرین ( رو به بادیگاردا
بادیگاردا از دو طرف دست ات رو گرفتن
ات : ولممم کنیددددد
ات رو بردن
کوک خواس شروع کنه که
جیمین : کوک کافیه
کوک و تهیونگ ؛ چی
جیمین : دستش رو باز کنید ( رو به جاسون ( بادیگارد )
کو ک ؛ جیمینننن
جیمین : فکرککنم درس عبرتی برای کوچلو باشه
چالیون رو بردت بیرون
تهیونگ : چرا ولش کردی
کوک ،: مافیا ما رو باش
جیمین : به خاطر......
تهیونگ : واییی واییی وایییی خدایااااا
تهیونگ و کوک رفتن
ات رفت داخل شد
ات : مرسی که ولش کردی و نکشتی
جیمین : از این به بعد نباید تو این کارو دخالت کنی
ات : باش
جیمین ،: به هیچ عنوان نباید بیای شرکت
ات : چشممممم حالا بریم
جیمین : هر کسی که بهت زنگ زد زود حرفش رو گوش نکن
ات : باشههههه
ات : جیمین ...
جیمین : هیچی نگو
جیمین : افرین حالا هم بدون هیچ حرفی برو خونه
ات : تو..
جیمین : گفتم هیچ حرفی
جیمین : به یکی از بادیگاردا میگم ببره
ات : خودم ماشبن دارم
جیمین شروع کرد به کف زدن
جیمین : افرینننن این وقت شب تنها امدی اونم بدون بادیکارد و بدون اینکه ازم اجازه بگیری
ا ت: خب میا یک جوری گفت بیا که
جیمین ؛ ساکت شو
ات : سنگدل ( ارم
جیمین نزدیک ات شد
جیمین : بیبی تنبیه ت داره زیاد میشه نظرت جیه بری
ات : بدجنس
ات خواست بره جیمین دستش رو گرفت
جیمین : یک بار دیگه بگو ببینم
ات : ول کن دستم رو درد میکنهه
جیمین : چرا دستت درد میکنه
یهو
چیاجو : ارباب
جیمین : هم
چیاجو: اقای جئون کار تون دارن تو اتاقشون
جیمین : بو الان میام
جیمین : بای بیبی گرل ( ارم
جیمین : چیاجو ات رو ببر خونه
چیاجو : چشم
ات ؛ من نمیرم
جیمین : یک بار دیگه بگو
ات : می خوام با تو برم
جیمین : ات اذینت نکن گفتم برو
ات : منم گفتم نمیرم
جیمین : میرم اتاق کوک وقتی امدم اینجا نباشی
جیمین رفت
ات ؛ ببخشید ولی اینجا ( ارم
چیاجو : خانم الان من چیکار کنم
ات ،: تو برو من میشنم با اربات برمی گردم
چیاجو : چشم
ات رفت دقتر کار جیمین و رو میز نشست ( ات مثل من مرض داره و صندلی رو نمی بینه میز رو می بینه 😂)
- ۱۹.۹k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط