{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتا

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتاقم درددل کردم, اما افسوس او هم دوام نیاورد زیر درد دلهایم و فرو ریخت
دیگر از درد دلهایم نخواهم گفت
دیدگاه ها (۷)

سلام صبح بخیر

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو ...

دلتنگم...دل تنگ خیلی چیزهادل تنگ همه گذشتن های بیهوده،روزها ...

روبه غروب میرودجمعه انتظارمن/رحم نمیکندخدابه صبربیقرارمن/ندب...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

تو...

عاشقانه های شبنم

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط