{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۳۱

۳۱
ویو کوک:ا.ت رفت حمام نزدیک دو ساعت بود رفته بود حمام نگران شدم رفتم در زدم جواب نداد چند بار در زدم ولی باز جواب نداد در حمام رو با دو تا حول باز کردم و دیدم ا.ت بیهوش رو زمین افتاده شوکه شدم سریع زنگ زدم آمبولانس تا اونا داشتن میومدند نبضشو گرفتم نبضش کم بود آمبولانس اومد رفتیم بیمارستان بردنش اتاق عمل بعد سه ساعت دکتر اومد بیرون
کوک:چی شد هاا«داد و گریه»
دکتر:متاسفم همسرتون فوت کردند
کوک:چ..چی هه بسه شوخی رو تموم کنید
دکتر:کاشکی شوخی بود ولی بچه زندس باید پنج ماه تو دستگاه باشه
ویو کوک:سرم یهو گیج رفت و
خاموشی
با صدای گریه بیدار شدم همه اعضای خانواده دورم بودند خالم داشت گریه میکرد و ا.ت و صدا میزد رو تخت بیمارستان بودم دستم سرم وصل بود
پ.د:جونگ کوک چه اتفاقی افتاده هاااا«داد»
کوک:ا.ت ا.ت ا.ت کجاست هاااا
پ.د:توضیح بده زوددد
کوک:من کارییی نکردم «گریه و داد»
م.ت:پس دختر قشنگم چجوری مورد هاااا«گریه و داد»
دیدگاه ها (۵۴)

③②م.ت:پس دختر قشنگم چه جوری مرد هاااافلش بک ب بعد خاکسپاری ک...

پروف عوض شد گممان نکید🌚

↔۳۰ ↔پ.د:جونگ کوک«داد»پ.د:بس کنید العانم برید خونتون دختر آخ...

②⑨ا.ت ویو :سوزشی رو صورتم احساس کردم او..اون العان منو زد ؟»...

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

بعد صدای جیغ اومد با سرعت رفتم پایین که دیدم مامانم روی زمی...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط