{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌

‌‌‌
به جای اشک
خون می چکد از نگاهِ منِ باغبان
وقتی پارۀ تنم ،
درختم
می میرد
و کارش به جایی می رسد
که قاب می شود بر دیوار غریبه
برای عکسی
که تو در آن بلند بلند می خندی
آن هم دو نفره
‌‌‌
‌‌‌
سیاوش_خاکسار
‌‌‌

‌‌‌
دیدگاه ها (۵)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط