{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن ، به مامانم گ

مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن ، به مامانم گفتم : خوب حال میکنیدادختر به این ماهی دارید ، چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن ، بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت : چایتو بخور !! فک و فامیل رو حال میکنید ...
دیدگاه ها (۹)

وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا ...

فقط یه ایرانی میتونه یه جمله با 19فعل بسازه ... داشتم میرفتم...

بچه که بودم فک میکردم ماکارونی مثل برنج از زمین سبز میشه . ...

کاش گوگل یه امکانی بزاره آهنگی که نه شعرش یادته نه خوانندشو ...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 209♡⁠。⁠)شام سرو...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

part 12. three hearts, one love

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

آرهخلاصه-🗣️وای بچه‌ها من یه مشکل خخخخخخخییییییلللللییییییی ب...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

P¹⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط