{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

11)قبل از رفتن به مدرسه مامانش همیشه براش دعا میکرده و دس

11)قبل از رفتن به مدرسه مامانش همیشه براش دعا میکرده و دستش رو میگرفته و میفرستادشچمدرسه درحالیکه مدرسه جناب اقای کیوهیون روبه روی خونشون بوده
12)بازی های کامپیوتری رو خیلی دوست داشته و هر پول تو جیبی که میگرفته واسه اونا خرجش میکرده!یه بار یکی از بازی هاش رو گم کرده و چند تا از وسایل مدرسه و از شدت عصبانیت زده شکسته به همین دلیل از پدر و مادرش خواستن به مدرسه بیاد.
13)بعد از تصادف 2007گروه به مدت 78 روز تو بیمارستان بوده و بعد از اینکه کاملا بهبود پیدا کرد خواسته هیونگاش رو سوپرایز کنه و بدون اطلاع قبلی رفته و به خوابگاهشون در رو باز کرد و گفته:تادااااا!!!!!! من برگشتم ولی متاسفانه کسی نبود
14)یه بار در یک روز بارونی یکی از طرفدارا که جلوی در خونه سوجو منتظر بوده وقتی کیو رو دیده فک کرده روحه و فرار کرده
15)یه بار توی دورانی که کاملا مشهور بود به کنسرت خواننده مورد علاقش sung so kyung اما هیچ کس اونو به عنوان کیوهیون از سوپر جونیور نشناخته و کیو خیلی ناراحت شده و به طرفداراش گفته که لطفا به ادمای اطرافتون دقت کنید و تشخیص بدینشون
16)در یه بازه زمانی تو دوران دانشگاه خیلی زیاد غذا میخورده و خیلی چاق شد اما خیلی زود رژیم گرفت و دوباره خیلی لاغر شد اما بعد از تصادف 20کیلو وزن از دست داده
17)پدرش رعیس انجمن نقد و برسی کره ست و خانواده ریشه داری داره اما تو خانواده زیاد بهش سخت نمیگرفتن و همه لوسش میکردن برعکس به خواهر بزرگترش خیلی سخت گیری میکردن.
18)وقتی خیلی لج بازی میکنه همه اعضا از جمله کانگین بهش میگن تو باید حرف هیونگاتو گوش کنی
19)آشپزیش اصلا خوب نیست یه بار که خواسته یه همبرگر ساده رو درست کنه به جای روغن پخت و پز روغن کنجد ریخته درحالی که زیر نظر کانگین بوده
20)همه بچه ها قبل از کریسمس جوراب هاشون رو میزارن جلوی تختشون و منتظر هدیه بابانول میشن اما کیو چون هدیه های بزرگتر میخواسته به جای جوراب شلوارشو میزاشته کنار تختش.
دیدگاه ها (۴)

21)زبانی بسیار چرب داره که هیچکس نمیتونه حریفش بشه حتی کانگی...

tirip ro Dari?!

Kyu Hyun1)یکی از آیدل های مورد علاقش Kim taehae 2)وقتی تو دب...

hhhhhhhhhhhhh

ستاره دنباله دار پارت:۳۰

...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

فصل 1 پارت 5بعد اونشب فقط یه بار دیگه امد دنبالم منو و ضحی و...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

~🐻💜 تهیونگ و بیشتر از ۱۱ سال کمک‌های بی‌سروصدا... 😭😭طبق گزار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط