{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...
آخه صداش میکردم
با لحن خاصی که فقط مخصوصِ من بود میگفت :" جون دلم؟"
منم محوِ صداش میشدم
دلم و دین و حرفم به باد میرفتن...
دیدگاه ها (۲)

باید یادت باشــه که: نمیشه محبوب همگان بود!شما می‌تونید که ب...

چه زندان دنجی!!دستانت به دور کمرم،دستانم به دور گردنت؛کاش حک...

لیلی صفتان زِ حال ما بی‌خبرندمجنون داند که حال مجنون چونست.....

اصلا فلسفه ساختن چتر رو درک نکردم .اینهمه روز و شب دعا میکنی...

پارت۱۱۱

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 176♡⁠。⁠)⁩نمیخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط