{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوک عشق سر سخت من

فیک کوک عشق سر سخت من
(پارت۱۱)
از زبان کوک
رفتم پایین جیا اومد داشت گریه میکرد اما به من چیزی نگفت وقتی کل بچه ها اومدن قضیه رو گفت دستم میلرزید گفتم ات خواهش میکنم تو نمیتونی منو به خودت علاقه مند کنی و بمیری همش شمار ات رو‌میگرفتم اما خاموش بود اخبار رو‌نگاه میکردم از بین مسافرا دونفر پروازشون لغو شده و اینکه کسی نمیدونه اون دونفر کیه
از زبان ات دیگه مرز بین کره وفرانسه هم بسته شد ولی من زود تر باید برم پیش بچه ها بلیط پرواز ترکیه رو گرفتم و از ترکیه به فرانسه رفتم نه گوشی داشتم نه شماره کسیو بلدم رفتم فرانسه تو پاریس توی هتل نیم ساعت استراحت کردم تاکسی گرفتم
از زبان کوک
الان یه هفته هست از ات خبری نیس همه باور کردن ات مرده حتی منم دیگه باورم شده دورهم جمع بودیم جیا گریه میکرد زنگ در خورد خانم باستیر دروباز کرد جیمین ات رو دید غش کرد
از زبان ات
رفتم داخل خونه همه با تعجب بهم نگاه میکردن حیمین غش کرد بعد جویونگ و بعدهم جیا اما جونگ کوک داشت بهم نگاه میکرد اشکش میریخت گفت فکر کردم مردی رفتم سمتش گفتم کوک بیا بچه هارو از روی زمین جمع کنیم جیمین بیدارشد گفت فکر کردم ات رو دیدم بعد منو دید جیغ کشید بغلم کرد محکم فشارم داد جیا جویونگ و جونگ کوک هم بغلم کردم همشون گریه میکردن
دیدگاه ها (۰)

فیک کوک عشق سر سخت من(پارت۱۲)از زبان ات به ا اتاقم رفتم کوک ...

فیک کوک عشق سر سخت من(پارت۱۳)از زبان ات جونگ کوک قضیه رو به ...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم ( پارت۲۱) از زبان تهیونگچشمام رو باز...

فیک کوک عشق سر سخت من(پارت۱۰) از زبان ات امروز پرواز دارم می...

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

My vampire 🦇 part2۱جیمین: میگم زیادی صمیمی نیستین ات : خب چه...

خون آشام من My vampire 🦇 part22جیمین: تو حق نداری ات : چی جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط