{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عادت کرده ام به طعم قهوه ...

عادت کرده ام به طعم قهوه ...
به آدمهای پشت پنجره ی کافه...
دستهايی که می روند
آدمهايی که نمی مانند ...
به تو
که روبرويم نشسته ای
قهوه ات را به هم می زنی..
مي نوشی..
می روی...
يکی
به آدمهای پشت پنجره ی کافه
اضافه می شود...
دیدگاه ها (۱)

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

«کسی که برگشت»ات هنوز وسط راهرو ایستاده بود.مدرسه ساکت بود.خ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط