{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهایی که تصاویر شما روی تختِ بیمارستان منتشر شد، بندِ د

روزهایی که تصاویر شما روی تختِ بیمارستان منتشر شد، بندِ دلِ یه ملت رو پاره کرد. ما اصلا طاقتِ دیدنِ اون ملحفه‌های سفید و اون سرمی که به دستت وصل بود رو هم نداشتیم. دست‌و‌پامون می‌لرزید وقتی شما رو، حتی واسه یه لحظه، خوابیده روی تخت بیمارستان می‌دیدیم. ما به ایستادنت عادت داشتیم آقا؛ به اون خطبه‌های طوفانیت، به اون دستِ چپی که تو هوا می‌چرخید تا معادلاتِ دنیا رو به هم بریزه، به اون قامتی که وقتی به نماز وامی‌ستاد، انگار لنگرِ زمین و آسمون سفت می‌شد.

حالا تابوت؟!
تشییع ...؟!
‌

مارا به سخت جانی خود این گمان نبود! ..

#وداع #تشیع #دلتنگی #رهبر
دیدگاه ها (۰)

🇮🇷بسم رب الشهدا 🇮🇷آنان که در مسیرِ عشق، از "من" گذشتند تا "و...

حالِ مرا بعد تو تعریفی نیست! دلی به وسعت ایران برای وداع با ...

دل نوشته مشاور و دستیار رهبری در آستانه وداع با قائدشهید امت...

آخرین دیدار در آستانه بدرقه و وداع با رهبر شهید انقلاب از جد...

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

پارت ۷۱

dark life = ۳۷

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟗ات روی تخت بیمارستان دراز کش...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

ادامه پارت ۳۱

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط