{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
از لحظه تولد سفر تقدیر من بود
تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود
یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من
هراس دل سپردن عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم
باید برم حتی اگه اونجا بپوسم
دیدگاه ها (۲)

من از یاران عاشق مینویسمز خورشید حقایق مینویسمنه از باد و نه...

ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻢ ﺭﻭﺳﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺁﻗﺎﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻫﻢﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻧﺪﻭﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﺩﯼ...

سلام دوستای خوبم ..خواستم سایت آپارات رو به شماهم معرفی کنم ...

این متنو یکی از دوستان اینجا نوشته بود خیلی خوشم اومد من با ...

*بوسه ی اجبار* پارت اول

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁴تاریکی...اولین چیزی بود که احساس کر...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۹: تولدِ یک هیولاتویِ اون اتاقِ تا...

برادر ناتنی

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁷جونگکوک روی تخت نشسته بود و به سقف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط