ادامه پارت 58
ادامه پارت 58
تا اینکه صدای خونسرد و آروم سانگ بوم در فضا پیچید درحالیکه کت شلوار قرمز رنگی به تن داشت به درب تکیه داد لبخندی زد
سانگ بوم : آمورته با شکوندن تلویزیون چیزی درست نمیشه
سانگ بوم با اشاره به بادیگارد ها فهماند که اتاق را ترک کند آنها از خدا خواسته سریع بیرون رفتند سانگ بوم به طرفه آمورته رفت بلافاصله کنارش روی مبل نشست دوید با عصبانیت نالید
دوید : چرا اومدی اینجا ها نگه نگفتم تا وقتی اون کی سوک لعنتی رو نکشتی نیا پیشم
سانگ بوم : دوید مگه نمیدونی نمیتونیم به اون صدمه برسونیم مین همه ما رو زنده به گور میکنه بعدشم ما دنبال اون نیستیم کرکس محفل رو میخواهیم یکی رو فرستادم تا تعقیبش کنه کم مونده تا از شرش خلاص بشیم
دوید دستش هاشو به نشون بزرگ باز کرد و عصبی داد زد
دوید : پس کی سوک چی میشه اونم بکشیم راحت بشیم
سانگ بوم : تا وقتی تو احمق بازی در نیاری و قرص هاتو بخور
دوید عصبی قوطی قرص های که در جیبش بود را برداشت و سه تا یه جا در دهانش گذاشت بلافاصله با مشروب اون ها رو قورت داد بازم هم سر درد شدیدی بهش هجوم آورد عصبی به مبل تکیه داد و چشم هاشو بست
سانگ بوم : توهم دیگه دست بردار آنقدر با دخترا نخواب یکم فکر کن
آمورته درحالیکه چشم هایش را بسته بود نفس سنگینی بیرون فرستاد و لب زد دوید: چیه نکنه میخواهی با تو بخوابم
سانگ بوم با اخم نالید سانگ بوم : بس کن یه مرده گنده شدی
تا اینکه صدای خونسرد و آروم سانگ بوم در فضا پیچید درحالیکه کت شلوار قرمز رنگی به تن داشت به درب تکیه داد لبخندی زد
سانگ بوم : آمورته با شکوندن تلویزیون چیزی درست نمیشه
سانگ بوم با اشاره به بادیگارد ها فهماند که اتاق را ترک کند آنها از خدا خواسته سریع بیرون رفتند سانگ بوم به طرفه آمورته رفت بلافاصله کنارش روی مبل نشست دوید با عصبانیت نالید
دوید : چرا اومدی اینجا ها نگه نگفتم تا وقتی اون کی سوک لعنتی رو نکشتی نیا پیشم
سانگ بوم : دوید مگه نمیدونی نمیتونیم به اون صدمه برسونیم مین همه ما رو زنده به گور میکنه بعدشم ما دنبال اون نیستیم کرکس محفل رو میخواهیم یکی رو فرستادم تا تعقیبش کنه کم مونده تا از شرش خلاص بشیم
دوید دستش هاشو به نشون بزرگ باز کرد و عصبی داد زد
دوید : پس کی سوک چی میشه اونم بکشیم راحت بشیم
سانگ بوم : تا وقتی تو احمق بازی در نیاری و قرص هاتو بخور
دوید عصبی قوطی قرص های که در جیبش بود را برداشت و سه تا یه جا در دهانش گذاشت بلافاصله با مشروب اون ها رو قورت داد بازم هم سر درد شدیدی بهش هجوم آورد عصبی به مبل تکیه داد و چشم هاشو بست
سانگ بوم : توهم دیگه دست بردار آنقدر با دخترا نخواب یکم فکر کن
آمورته درحالیکه چشم هایش را بسته بود نفس سنگینی بیرون فرستاد و لب زد دوید: چیه نکنه میخواهی با تو بخوابم
سانگ بوم با اخم نالید سانگ بوم : بس کن یه مرده گنده شدی
- ۱۶.۷k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط