دوباره سیب و غزل من گناه می خواهم

دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم
دلی دچار تو و سر به راه می خواهم
 
دوباه اینکه تو حوا شوی و من آدم
و باز لذت یک اشتباه می خواهم
 
همیشه چشم تو را شاعرانه می نوشم
که با تو من غزلی رو به راه می خواهم
 
پناه خستگی من! بمان و با من باش
میان این همه طوفان، پناه می خواهم
 
تو عاشقانه ترین رکعت غزل هستی
برای خواندن تو قبله گاه می خواهم
 
دوباره وسوسه ی ناز چشم تو بر پاست
دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم...

#خاصترین
🦋❤❤🦋
دیدگاه ها (۰)

طعنه ها دیگر نمی آزاردم زیبای من سمت بی حسی رسیده عشق بی پرو...

دوباره حرف تو شد شعر ناب از آب در آمدکه جز تو هر چه سرودم خر...

عاشق که شدی در هیجانی ، نگرانی؛عشق است و تو هستی و جهانی نگر...

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط