{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درهـر کوچـه‌ای به دنبالم می‌آیـد

درهـر کوچـه‌ای به دنبالم می‌آیـد

مـیگیرد سراغم را از رفتگـر
بـو میـکشد هوا را به دنبال عطـرموهایـم

مـیگـردد به دنـبال رد پاهـایم
میـریزد اشـک بخـاطر

نبـودن‌هایـش

تا میـشود چشـمش ، سایـه‌ام را میـبیـند

تاکـه پاکــ کــرد دو چشــمش را باز مــرا گـم کـرد
دیدگاه ها (۴)

نه بسته ام به کس دلنه بسته کس به من دلچو تخته پاره بر موجرها...

بـا کــسـی . . .رابــطـه ” احــســاســی“بر قـــرار کـــن کــ...

ﻣــــــــﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿــــــﺨﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﻟﺨــــــﻮﺷﯽﻧﯿﺴﺖ...ﻣﯿـــ...

تنهایی هم مد شده؛ همه به هم خیانت میکنند و بعد داد میزنند که...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

(خون و عشق)

لبخند قاتل پارت¹⁸ویو سلینتمام مسیر دانشگاه، هر چند دقیقه یه ...

Between Sleep and Breath

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

)سناریو فرفره های انفجار)*BL*

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط