{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیاه و سفید pt

سیاه و سفید pt8
یه چند دقیقه ای تو بغل هم بودن تا آت گریش تموم شد
-ات خوبی ؟
آت به نشانه اره سرش رو تکون داد
-بخاطر دیشب این کارو کردی
+نه(اروم)
-چرا پس
+هیچی
-ات لطفاً نذار اصرار کنم
+خب وقتی تو منو بوسیدی یاد بچگیم افتادم(بغض)
-پس چرا وقتی بهت میگم بخاطر دیشبه میگی نه؟
+چون نمی‌خوام خودتو مقصر بدونی
-ولی خب بخاطر من اینط...
آت با قرار دادن لباش رو لبای کوک حرفشو قطع کرد
+تقصیر تو نیست این چیزیه که از بچگی با منه
کوک معمولا تا خودش نمی‌خواست نمی‌زاشت کسی ببوستش و حرفشو قطع کنه ولی وقتی آت بوسیدش یه حس آرامش بخشی اون لحظه بود که دلش نمی‌خواست مقاومت کنه
آت بلند شد و رفت دستشو شست
+خیلی خوابم میاد می‌خوام بخوابم میشه آب برام بیاری تا بخوابم
-اره
کوک رفت که آب بیاره و بعدش برگشت
-بیا
+مرسی
-من میرم شرکت
+چیزه...
-هومم
+میشه بمونی
-چی
+بمونی پیشم بخوابی
-تو اذیت نمیشی
+ اگه میشدم که خودم بهت میگفتم
کوک رفت ات و از پشت بغل کرد و سعی کرد بخوابه .معمولا ظهر ها نمیخوابید ولی با بوی عطر اون دختر خوابش برد.
اولین باری بود که کوک به فکر کسی بود وقتی ازش پرسید تو اذیت نمیشی خودش تعجب کرد که همچین سوالی از یه دختر پرسیده و به حرفش گوش میده


بچه ها امروز دوتا پارت دیگه هم قرار میگیره چون ممکنه چند روز نباشم🙃
دیدگاه ها (۲)

سیاه و سفید pt۹از خواب بیدار شدن ساعت 6 عصر بود وقتی آت بیدا...

سیاه و سفید pt 10-خب الان باید چیکار کنیم؟@نمیدونم @راستی تو...

سیاه و سفید pt7جیمین اومد داخل سلامی به کوک داد و رفت که یهو...

سیاه و سفید pt۶دو ماهی گذشت و آت بیشتر اوقات تو اتاقش بود غذ...

پارت ۸

پارت15فصل 12سال بعد الان سه سال میشد که ات اون جات ات هنوزم ...

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط