توی دنیای کبود سهم من هیچی نبود
توی دنیای کبود سهم من هیچی نبود
سهم من از خوشی ها هیچی جز غمش نبود
توی سکوت شب تنها یارم گریه و اشک
اینه درد هرشبم دیگه هیچ نمونده اشک
تو دلم گلایه هاست جای خوب اینجا کجاست
اون که میگه یاوره تو بگو حالا کجاست ؟
من تو اوج بی کسی از درون خورد شدم
نیست کسی مرهم من تو جوونی پیر شدم
اینه رسم زندگی ؟ انگاری که اشتباه/ من به دنیا اومدم
یا که من بی خبرم راه و اشتباه اومدم
توی دنیای کبود سهم من هیچی نبود
جز حسرت و غم توی لحظه هام نبود
بازم هیچی نمی گم تا نگن "مرد" نبود
اینه روزگار من ...
اینه روزگار من ...
هیچ کسی هم درد نبود
هیچ کسی مرهمم نبود !!!
سهم من از خوشی ها هیچی جز غمش نبود
توی سکوت شب تنها یارم گریه و اشک
اینه درد هرشبم دیگه هیچ نمونده اشک
تو دلم گلایه هاست جای خوب اینجا کجاست
اون که میگه یاوره تو بگو حالا کجاست ؟
من تو اوج بی کسی از درون خورد شدم
نیست کسی مرهم من تو جوونی پیر شدم
اینه رسم زندگی ؟ انگاری که اشتباه/ من به دنیا اومدم
یا که من بی خبرم راه و اشتباه اومدم
توی دنیای کبود سهم من هیچی نبود
جز حسرت و غم توی لحظه هام نبود
بازم هیچی نمی گم تا نگن "مرد" نبود
اینه روزگار من ...
اینه روزگار من ...
هیچ کسی هم درد نبود
هیچ کسی مرهمم نبود !!!
- ۸۶۰
- ۱۷ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط