{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

plast part

p³(last part)

لبخند زد، نشست و با گرمی صحبت کرد؛

_ترحم نیست

همینطور برای من این حس فقط احساس خواهر و برادری هم نیست.

شاید از روزی که دیدمت این احساس درونم شکل گرفت. مثل یه درخت رشد کرد و پایدار شد
شاید دلیل من بنظر غیر منطقی و بدون فکر بوده باشه اما...

از رد شدن می ترسیدم..
توان نه شنیدن از کسی که ریشه ی عشقش درونم هرروز بزرگتر و محکم تر میشد نداشتم.

پس تصمیم گرفتم سکوت کنم ، تا از این حس دور نشم


دخترک کمی از قهوه ش نوشید.

_اما این درخت تو قلب ما ریشه کرده. این ریشه به سادگی سست نمی شه، و از بین نمیره

_تو حاضری این دو قلب به هم پیوند بخوره؟

نگاه هردو بهم دوخته شد. و بالاخره چشم انتظاری به پایان رسید.
چشم هایشان برق می زد!

_با تمام سختی هاش می پذیرم

بعد از این اعتراف شیرین اولین بوسه ی پر مهر آن ها آغاز شد.

داستان آن زوج از نو شروع شد و قرار بر این بود
که:

"هیچ چیز جز مرگ آن ها را از یکدیگر جدا نکند!

ܢ݆ߺـߊ‌یߊ‌ܔ




#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۴)

عاشق کسایی ام که بی منت ازم حمایت میکنن♡ خانومی! تو فوق العا...

ܢܚߊ‌یܘ ߊ‌ܨ ܝ‌وܢܚ݅ـܔp¹داستان زیبایی به نظر می رسید!دو عاشق هم...

p²"در آینه نگاه تو، خودم را گم می کنم و در تو پیدا..نفهمیدم ...

p¹شاید اگه پدرش ازدواج نمی کرد این اتفاقات داخل زندگی اش نمی...

پارت ۱۴وحشت سرتاپای کاکاشی را گرفت، سریع شانه ی اوبیتو را گر...

پارت ۳۲اوبیتو ان شب اصلا نتوانست بخوابد. کلمات اخر کاکاشی ای...

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط