برایت قهوه میریزم، کمی شیر، دو قاشق شکر،
برایت قهوه میریزم، کمی شیر، دو قاشق شکر،
میگذارم جلویت روی میز،
گلدان گل را کنارتر میگذارم
تا بهتر ببینمت.
قیافه جدی به خودم میگیرم
و با لهجهای که حالا برای خودم هم بیگانه است،
میگویم:
قهوهات سرد میشود.
هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا
و همانطور مینشینم تا تو یکروز بیایی...
وقتی حتی نبودن آدمها برایت قشنگ میشود
میگذارم جلویت روی میز،
گلدان گل را کنارتر میگذارم
تا بهتر ببینمت.
قیافه جدی به خودم میگیرم
و با لهجهای که حالا برای خودم هم بیگانه است،
میگویم:
قهوهات سرد میشود.
هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا
و همانطور مینشینم تا تو یکروز بیایی...
وقتی حتی نبودن آدمها برایت قشنگ میشود
- ۶۵۱
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط