{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجبازجذابP

لجباز_جذابP112
ات"
از اتاق به سمتشو حمله کردم که دیدم همه قاطی پاتی همدیگرو میزنن هر کس جلوشون بود رو میزدن.. بعد یادم افتاد آیو وقتی قاطی دعوا ها میشه از خودیا رو هم میرنه واسه همین اهمیت ندادم و منم به سمتشون حمله کردم..
که دوباره وایستادم دیدم آیو داره کوک رو میزنه از اون ور هوسوک داره جین رو میزنه تهیونگ بینشون مونده.. بهترین موقع برای زدن تهیونگ بود..
+هههههه...(صدای برای حمله)
×بگیر که اومد..
_منو میزنی بیشهور..


مامانشون میاد تو با مواد غذایی و اینا رو میبینه ...
اونام حواسشون نیست و تخم مراغا و گوجه و...
برمیدارن و به سر و کله هم میزنن.. البته ات اول بر میداره..

ات"
یدونه تخم مرغ برداشتم از دور پرت کردم سمت تهیونگ .. اما تهیونگ سرشو اورد پایین و خورد تو کله آیو..
یک گوجه خورد توی سرم و برگشتم دیدم هوسوکه.. منم یکی دیگه برداشتم پرت کردم اشتباه خورد به جین و جینم عصبی داد بلندی زدو دعوا داغ تر شد...
اردارو برداشتمو.. دستمو کرد توش یک مشت ارد رو هوا پرت کردم..
همه جا سفید شده بود..
کسی درست دیده نمیشد و اینجوری کار منم راحت تر بوود..
مامان داد میزد.. اما کسی صداشو نمیفهمید جز من...
$اینجا چه خبره؟
+ها؟
$میگم اینجا چه خبره؟
+دعواعه تو هم بیا..
یک. مشت ارد دیگه ریختم تو صورت مامان که اخماشوکرد و منم فرار کردم دیدم کوک داره هوسوک رو میزنه دیدم نامردیه و اردا رو روی جونگ کوک خالی کردم..
جونگ کوک مثل چوب یه جا ساف شد..
+ببخشید مجبور شدم
دوباره برگشتم و دوتا تخم مرغ برداشتم یکی رو زدم توسر کوک و اون یکی توی سر هوسوک
+اینم تو بخور..
که احساس کردم یکی تخم مرغ زد توصورتم.. با دستم از صورتم جداشون کردم که دیدم جینه.. و داره با مامان میخندن..
+عه اینجوریه؟
حرصم بیشتر در اومد و خواستم برم سمتشون .. اما متاسفانه انقدر روی زمین و گوجه و تخم مرغ ریخته بودکه پام سر خوردم شپلق افتادم روی زمین
+اخخخ..
آیو پاش بهم گیر کرد و اونم افتاد و پشت سرش تهیونگ..
×عاااییییی
همه جا ساکت شد...
سرم حسابی درد میکرد و زدم زیر گریه..
جین: هی ات خوبی؟
مامان عطسش گرفت و پشت سرش کوک..
هوسوک دست آیو رو گرفت که آیو دستشو کشید اونم سر خورد..
&هوووو.. اومدم کمکت کنم هااا..
×نخواستیم..
$کمکش کن بلندشه..(رو به جین)
جین: باشه.. دستتو بده..
_خودم بلندش میکنم لازم نکرده..
که دوباره عطسه زد..
جین: تو حالت خوب نیست..
دستش رو اورد جلو که من دستشو کشید و اونم افتاد..
+کمک میخوای بکنی؟
باغی مونده تخم مرغا و گوجه ها رو کامل دستم تو صورتش پخش کردم
+خیلی ممنون ولی عالی شدی..
و اخر با دستم محکم زدم تو کلش و بلند شدم..
+اخیش..
دستمو به کمرم زدم و موهامو درست کردم..
+اخخ.. کمرم دوتا شد.. اوفف..
×ات دستموبگیر بلند شم..
+مگه چلاغی؟ من خودم بلند شدم. تو هم خودت بلند شو..

به جونگ کوک نگاه کردم که داره اردا رو از خودش جدا میکنه وبا همون حال تهدیدم میکنه.
_روزگارتو سیاه میکنم ات..
از حرفش خندم گرفت و زدم روی شونه مامانم..
با چشماش داشت میخوردتم..
دستمو اروم برداشتم و به جمع نگا کردم..
اجوما: اقای جونگ کوک خوبین؟
_مگه کارای ات از این بهترم میشه؟
+ولی خیلی خوش گذشت.. خخخ
$مرض..
+ببخشید.. خخخ
×من اول اومدم تو دعوا اتم همکاری میکرد.. ولی چرا تخم مرغ رو به من زدی؟ هااا
+تقصیر تهیونگ سرشو خم کرد خورد به تو..
×چی؟
÷خب من نمیدونستم تو پشتمی..
×دارم برات حالا واستااا..
÷خب مرض داری میگی؟
+اره همونجوری که تو مرض داشتی لوم دادی..
$خیلی خب جونگ کوک حموم چند تا داری؟
_دوتا..
$آیو و ات و من میریم تو یکیش شما هم برین اون یکی حموم..
+من که کاری نشده خوبم..
×ولی اگه میشد من و تهیونگ باهم زود تر ازدواج میکردیم.. الانم تو حموم پیش هم بودیم..
+خفه شووو.. منحرف
&اه حالم به هم خورد..
جین: اب بازی.. خخخ
+وااای من اب بازی دوست دارم..
جین: چه خوب.. منم
_ات گمشو بیا این طرف..
+مامان نگا چی میگه؟
$خوب گفت..
+چی؟
$حقته..
+هنوز ازدواج نکردیم هااا
$شوهر ایندته.. حرفش و گوش کن..
دیدگاه ها (۷۷)

لجباز_جذابP113 دوساعت بعد ات" از حموم اومده بودم بیرونو داش...

ادامه 113_بس کنین عه آیو این چیه.. پارچ اب از وسط برداشت ریخ...

لجباز_جذابP111ات"اوردتم و روتخت گذاشتتم.. غلت زدم اونور.. نگ...

لجباز_جذابP110ات"روی تخت نشستم و موهامو میخاروندم.. +اوفف.. ...

My vampire 🦇 part2۱جیمین: میگم زیادی صمیمی نیستین ات : خب چه...

خون آشام من My vampire 🦇 part20جیمین: تو ات : با منی جیمین: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط