{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دست آموزم کردی که در هر حال

آنقدر دست آموزم کردی که در هر حال
با یک اشاره ات شوق کنان

آن همه بی وفایی را به باد می بخشم
خودم سوار ابرها

ستاره میچینم و راهیت می شوم
نمی دانم،چرا فراموشم می شود

که باز شوخی ات گل کرده
همه ستاره هایم سهم تو

در عوض هرگز صدایم نزن
چون راهی می شوم...
دیدگاه ها (۱)

ای لبت از هر چه باغ سیب، شیرین بیشترکی به پایت می‌شود افتاد ...

این منم، خون جگر، از بد دوران خورده..مرد رندی که، رکب های فر...

چشمهایت واقعاً دریاست، طنازی نکنغمزۀ چشمت پر از رویاست طنازی...

شب بر سرم،آوار شد....!مویت را ببند....،

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

اوژنی... ! صدای نامت هنوز در گوشم می‌لرزد.من مجنون نبودم، ام...

♥ ️مرا ببوس ...جوری که شکوه بکرِ ابرهای کوهستان را توی دستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط