{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلاممممم دباره امودم

سلاممممم دباره امودم



part 7 : سنگ و زدیم به شیشه این تازه هفتومیشه


توی راه ساکت بودیم که تهیونگ پرسید دانشگاه میری
ا.ت: نه
ته: پس فقط توی اون کافی شاپ کار میکنی
ا.ت اره
ته: چرا اجازه میدی پدرت پولت رو ازت بگیر
ا.ت : چون اگه بهش پول ندم بازم میره سر قمار و یا خونه رو میبازه یا من رو
ته: منطقیه
بعد از چند دقیقه رسیدیم و تهیونگ به ا.ت گفت این چند روز زیاد با هم کار داریم دباره میبنمت
ا.ت: بهتره زود تر پدرت برگده من به هیچ وجع راضی نمیشم نامزد تو بشم و بعد از ماشین پیاده شد و رفت سمت خونه تهیونگ تصمیم گرفت امشب رو توی ماشینش اونجا بمونه تا هم مطمئن بشه ا.ت از دستش فرار نمیکنه و هم بهونه ای برای خونه نرفتن داشته باشه
ا.ت وقتی وارد خونه شد تعجب کرد چون هم برقا روشن بود اخه معمولا پدرش اینموقع ها خوابه و هم کفش قریبه ای جلوی در بود وقتی وارد شد مردی رو دید که کنار پدرش نشسته
ب.ا : به به اینم دختر گلم ا.ت بیا اینجا اقای فرمین خیلی منتظر تو بودن
به پیر مرد کنار پدرم نگاه گردم که با ولع لب هاش رو لیس میزد و به من نگاه میکرد ترس بدی توی دلم پیچید و به پدرم گفتم
ا.ت : امروز رفتی قمار خونه
ب.ا : اره
ا.ت: ولی پولی نداشتی
ب.ا : تو رو که داشت
با حرف پدرم خشکم زد و سریع برگشتم تا فرار کنم اما به مردی که از قضا نگهبان اون عوضی بود خوردم نگهبان مچ دستم رو گرفت و کشون کشون داشت من رو به سمت ماشین میبرد که دیدم تهیونگ توی ماشینه برای همین سریع سنگی رو برداشتم و به سمت شیشه ی ماشینش پرت کردم و شیشه شکست و بعد نگاهش به سمت من اومد و از ماشین پیاده شد و اسلحش رو داورد و با سرعت به سمت من دوید و با اسلحش به گونه ی اون نگهبان ضربه زد و من رو پشت خودش قایم کرد و بعد بابام با اون فرمین عوضی بیرون اومدن و فرمین با دیدن نگهبانش که روی زمین افتاده بود عصبانی شد اما وقتی تهیونگ رو دید و شناخت زانو زد و گفت قربان من متاسفم نمیدونستم این دختر برای شماست وگرنه هیچوقت جسارت نمیکردم تهیونگ گفت گمشو برو تا نکشتمت و فرمین و نگهبان سریع فرار کردند
پدرم اونجا ایستاد و به ا.ت گفت بیا اینجا ا.ت خواست بره پیش پدرش که تهیونگ جلوش رو گرفت و رفت سمت پدرش و گفت
ته: دیگه حق نداری توی قمارات سر ا.ت شرط ببندی
ب.ا :ترو سننه
ته: اون دیگه نامزد منه
ب.ا : اونوقت با اجازه ی کی
ته: من
ب.ا : تا اکنجایی که یادمه من باباشم
ته: فقط بهم بگو چقدر میخوای
ب.ا : ادم مگه دخترشو میفروشه
ته: نه فقط تو قمار میبازتش
ب.ا: من پدرشم هر کاری بخوام باهاش میکنم و مطمئن بیشتر از چیزی که میخوای بهم بدی میتونم ازش پول درارم
ته: من اون رو میبرم چه با دادن پول چه بی پول حالا بگو چقدر میخوای
ب.ا : ۱۰۰ میلیون دلار
ته: زیاد نیست
ب.ا : با تنش میتونم بیشتر از این درارم
و بعد تهیونگ یه چک برداشت و داد به پدر ا.ت و گفت دیگه درو برش نبینمت

و..... ادامه دارهههه
دیدگاه ها (۱)

part8 دوستان شرمنده اگه بد میشهتهیونگ به سمت ا.ت ر...

دلم نیومد نزارمممم part : 9 تهیون بستنی و اب رو به...

part 6 😁😁😁🤗🤪همینطور که داشتن به سمت اتاق مهم...

سلاممممم دباره part 5 ; ...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط